پارت صد و نود و هفتم :

خودش شروع کرد به دویدن. از کنارم که رد می شد، گوشه ی پالتو ام را کشید  و گفت :
بدو تا قامت نبستن.
آنقدر در بهت بودم که نمی دانستم چه حرکتی کنم.
وقتی فاصله اش با من کمی زیاد شد، به ناچار شروع کردم به دویدن.
عمدا طوری دوید که به او برسم.
شانه به شانه ی هم کنار خیابان را گرفته بودیم و می دویدیم.
حس کودکانی را پیدا کردم که بعد از مدتها از خانه آمده اند بیرون و برای تخلیه انرژی، شØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ثنا

    2

    پارت قشنگی بود ولی آخه من خودم ترک هستم ولی اصلا بَرَچَنّا نشنیدم، پرس و جو هم کردم نگفتن که بَرَچَنّا میگیم، عزیزان ترک شما ها بَرَچَنّا میگید یا تا بحال شنیدید؟ خیلی جالب بود برام.

    ۵ سال پیش
  • naznin

    2

    عزیزم منم ترکم ولی ما بَرَکانّا میگیم ب باریکلا

    ۵ سال پیش
  • دریا

    0

    ثنا جون من خودم ترکم برچنا به همون معنی برکنا هست ودرمورد رمان هم عالیه

    ۵ سال پیش
  • اسما

    2

    عالی مخصوصا ترکی هاش😀😀

    ۵ سال پیش
  • F

    1

    عالی

    ۵ سال پیش
  • آتنا

    3

    نرگس جان دیالوگ های حامی رو که بعضی وقتا ترکی میگه رو از کجا بلدی خودت بلدی یا از کسی کمک میگیری؟

    ۵ سال پیش
  • K

    9

    حامی یا عاشق آرامش میشی یا خودم عاشقت میکنم 😐 از من گفتن بود. وای حالا ماهرو رو چیکار کنم🤔🤣😐

    ۵ سال پیش
  • Masoomeh

    9

    اخی دلم برا حرف زدنشون تنگ شده بود 🥺 انشالله به پارتای هیجانی مثل قبل دوباره برسیم 😉 حامی هم دیگه سیگار نکشه و برن سراغ مدارک و ....🥺🥀

    ۵ سال پیش
  • M

    3

    خوب بود👌🏻

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    5

    بسه بچه بد این همه مدت هنو عادت نکردین الان ک وضعیت نرمال رمانم قشنگه بیخی

    ۵ سال پیش
  • آرام

    1

    نویسنده این رمان اهمیت نمیده یا حکم کن؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • ماریانا

    14

    من خیلی دوست دارم این پارت وقبلی رو چون آرامش از جلد غرورش اومده بیرون خودمونی تر برخورد میکنه با خودش از حسشم که گفت... فقط مونده حامی ببینیم چی میشه

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    0

    بد نبود

    ۵ سال پیش
  • ......

    13

    تو این رمان نویسنده اصلا به نظرات اهمیت نمیده

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    12

    چه نظراتی؟ اگه منظورتون اینه که رمان رو کش ندهند، رمان از قبل نوشته شده فقط اینجا پارت گذاری میشه، نمیشه که همه ی این قسمت ها رو حذف کنند.

    ۵ سال پیش
  • سارا

    15

    هیی خدا یعنی اون روز میاد این دو تا بهم ابراز علاقه کنن؟ انقدر انتظار کشیدم و حسرت خوردم اندازه ی مادربزرگم پیر شدم

    ۵ سال پیش
  • گلاره

    8

    خوب بود

    ۵ سال پیش
  • ؟

    18

    بشکل عجیبی عاشق این رمانم😍💛

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️