پارت پنجاه و سوم :

داخل ماشین نشستم و با سری افتاده و روبه پایین گفتم: باشه.
لرزش بدنم بیشتر شد و انگار آخرهای توانم بود. آخر‌های رَمَقَم.
دو دستش روی فرمان بود و به نقطه‌ای نا معلوم زل زده بود.
نفس‌هایش سنگین بود. حرکاتش کند بود.
به نیم‌رخش نگاه کردم و خیره شدم؛ ناجور بر دلم مانده بود، مرد روبه‌رویم....
انگار داغش به جانم نشسته بود!
با نگاه به روبه‌رو، صدایش ضعیف و آرام به گوش رسید.
-

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرا

    0

    وای الهی بمیرم برات نیلوفر بیچاره خدا لعنتت کنه حافظ 😭

    ۱۶ ساعت پیش
  • Z.k

    0

    وای یک لحطه تمام تنم یخ کرد قلب تیر کشید از این همه جفا در حق نیلو عزیزم😭😭

    ۱۷ ساعت پیش
  • راز

    0

    به خدا بانو صبا قلبم شده عین قلب پدرام یکی در میون میزنه از بس غصه خوردم واسه عشقشون حتی دلم نمی کشه فحش حافظ و پدربزرگه بدم

    ۱۷ ساعت پیش
  • فاطی

    0

    صبا جون تروخدا پارت هدیه بده دل تو دلم نیستت

    ۱۷ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ۱۵ تا کامنت کامل شد قشنگم. پارت تا چند دقیقه دیگه آپلود میشه😍🤌

    ۱۷ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    یعنی امیرعلی با وجود اینکار نیلوفر چطور میتونه شک نکنه کاسه ای زیر نیم کاسس 🥲

    ۱۷ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    می دونی از حافظ متنفرم و از حاج باباش متنفر تر و بیزار تر.حافظ از اول پا پس کشیده بود ولی ب خاطر حرف اون پیرمرد،این کار رو کرد و خدا می دونه حاجی با خانجون چی کارا ک نکرده تو گذشته.همه این کارا فقط واسه اینکه همیشه حرف ،حرف خودش باشه

    ۱۷ ساعت پیش
  • راز

    0

    از بس غصه خوردم هر چی پارت میبینم میخوام دق کنم واسه عشقشون

    ۱۸ ساعت پیش
  • مهسا

    0

    به خدا چند روزه اینقدر ناراحتم اگر این اتفاق افتاده شوهرم مسخرم میکنه میگه رمانه خوبه سریال نبود وگرنه دیونه می شدی گفتم من انگار توی رمانم به خدا و با تمام وجودم این مصیبت رو درک کردم

    ۱۷ ساعت پیش
  • الی

    0

    الهی که حاج باباش و حافظ بیشرف جلو چشاش پر پر بشن

    ۱۸ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    حافظ اینجوری خودش رو توجیه کرد که امیر علی هم این بی آبرویی رو می کرد ولی اون هیچوقت اینجوری بی شرفی نمیکرد اگه نیلو حافظ رو می خواست پا پس میکشید

    ۱۸ ساعت پیش
  • مهسا

    0

    من همچنان منتظر عاقبت این پیرمرد بی شرف وحافظ عستم

    ۱۸ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مونده، صبور باشید

    ۱۸ ساعت پیش
  • مهسا

    0

    مرگ براش کمه صبا جون یه عاقبت وحشتناک براش بزار واینکه همه بفهمن چکار کرده

    ۱۸ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    صبا لطفاا یه پارت بهمون هدیه بده

    ۱۸ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیز دلم، توی اطلاعیه گفتم چی‌کار کنید♥️

    ۱۸ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    به نظرم امیر علی با این اتفاقات وخودکشی نیلوفر باید می فهمید چرا خودش رو زده به خینگی

    ۱۸ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    این از نظر شما که میدونید راحته و قابل فهم. از نظر یه خانواده‌ی بسته و سنتی... حتی تصورشم نمیکنه برادرش همچین کاری کرده باشه!

    ۱۸ ساعت پیش
  • Darya

    0

    نمیدونم واقعا چی بگم انقدر که ریختم بهم بیچاره نیلوفر چه مصیبت وحشتناکی سرش اومده 💔

    ۱۹ ساعت پیش
  • سرو

    1

    آخه من الان چی بگم خدایی بیاید کمک من هرچی فحش و ناسزا بلدیم بار این پیرخرفت بکنیم خوب بابا این دوتا هم رو میخوان بذار بهم برسن تو که خدا نیستی که حرفت یکی باشه و نباید رو حرفت حرف بزنن

    ۱۹ ساعت پیش
  • سرو

    0

    ای وای از زبون من نمی افته آخه اینقدر مصیبت زیاده که زبونم قفل میکنه و هیچی به مغزم نمیرسه تایپ کنم

    ۱۹ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️