میخکوب به قلم مهدیه سجده
پارت بیست :
روزبه سمت شهداد چرخید و نگاه خون کردهاش بیخ نگاه او نشست.
- کاش هیچوقت از عموت نمیخواستی به منم سرپناه بده. من تو اون پروروشگاه هم میتونستم زندگی کنم ولی اگر بیخیال رفاقتمون میشدی الان جای اینکه از کاری که براش سگدو زدی بگذری داشتی ترفیع میگرفتی و ازت تجلیل میکردن...همشم به خاطر رفیق الاغیه که داری...
روزبه مشت محکمش را روی فرمان کوبید و بیطاقت پیک آپ رو کنار جدول نگه دا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
حسینی
0یه رابطه ی خاصی بین ملودی و شهداده قبل هم میخواست بیخیال همه چیز بشه ملودی رودی. الآنم دوباره ملودی رودی به پس یه چیزی این وسط هست🤨🧐
دیروزحسینی
0از حرف شهداد خیلی خوشم اومد که گفت این آدما بیشتر اینکه سود بدن به کسی سود میبرن راست میگه واقعا آدمای کله گنده وپولدار همیشه از بقیه منفعت میگیرن تا به سود برسونم عالی بود خسته نباشید👏👏
دیروزنفس
2روزبه هم راست میگه خب الان شاید شهدادو کشتن بودن. ملودی هم زنک زد بهش😁😍😍
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم
0عالی بود عزیزم خسته نباشی ملودی دختر خوبیه و شهداد رودوست داره فکر کنم❤️❤️