پارت پنجاه و یک :

گاهی آدم آن‌قدر در فکرهایش غرق می‌شود که دیگر متوجه گذر زمان نیست؛

نه صدای ساعت را می‌شنود، نه رفت‌وآمد آدم‌ها را می‌بیند و نه حتی می‌فهمد چه زمانی رشته‌ی افکارش از دستش خارج شده و به جایی رسیده که مدت‌ها سعی داشته از آن دور بماند.


من هم دقیقاً در چنین وضعیتی بودم ،
با این تفاوت کوچک که اگر قرار بود به کسی جایزه‌ی جهانیِ غرق شدن در افکار بی‌مصرف بدهند، احتمالØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
تصویر شخصیت کسرا در رمان رقص آتش کسرا
تصویر شخصیت اصلان در رمان رقص آتش اصلان
آخرین نظرات ارسال شده
  • دیانا

    2

    واقعا پارت فوق العاده ای بود.نیازمند یکم صحنه چیز دار هستم.ممنونتومیشم سی سی جونم😁😁🤣🤣

    دیروز
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    عیبابا...میرسیم ... به .. اونجا...اهم...😂🧚🏼‍♀️

    ۳ ساعت پیش
  • معصومه

    5

    کسری با خودش میگه خودم کم دیوونم این دیوونه تر از من اومده را زده بهم😂😂

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    دو تا دیوونهههههه🔪

    ۲ روز پیش
  • آرامش

    3

    خدا یکی از این دیونه ها هم به ما بده

    دیروز
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    همگی بگید آمین🙏🏻

    دیروز
  • فن همه

    1

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    اینجور پارتا هنوز نرسیدن🎀

    دیروز
  • فن همه

    1

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • فن همه

    0

    بلبا من یه پارت خون الود و دعوایی میخواستم ولی خب مرسی بابابت این پارت

    ۲ روز پیش
  • آرامش

    3

    این دو تا خیلی کیوتن گوگولی های من

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    خوخولیا🫂💆🏻

    ۲ روز پیش
  • ...

    0

    هوراا اولین کامنت مال منه🤗🤗😁😁

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    هورااا🧚🏼‍♀️

    ۲ روز پیش
  • ...

    2

    الان کسرا پیش خودش میگه این چرا داره زل میزنه به من خدایا بعد آنا ام میگه من چرا زل زدم به این 😂😂حاجی اصن ترکیب اینا یه چیز دیگس لامصب

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️