پارت صد و هجده :

هر روزی که می‌گذشت، هر تابلویی که به قوانین جدید اضافه می‌شد، بچه‌ها حتی محکومیت برای نفس کشیدن رو بعید نمی‌دونستن.
هر روز قوانین مثل زنجیر قطورتر می‌شدن. هر تخت توی خوابگاه با تخت دیگری چند متر فاصله داشت و درونِ هر خوابگاه فقط چهار دانش آموز وجود داشت. بقیه یا به بقیه‌ی اتاق‌ها یا خوابگاه‌ها منتقل می‌شدن، یا برای تنبیه به مدت یک هفته درونِ سلول‌هایی که فقط خانم‌بزرگ و میراث

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
تصویر شخصیت پرواز در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) پرواز
تصویر شخصیت خانم بزرگ در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) خانم بزرگ
آخرین نظرات ارسال شده
  • سلام

    0

    کالی فکرشو بکن ۷ و نیم صیح درحالی که بین خواب و بیداریم تو راه مدرسه تو سرویس در حال خوندن پارتت🥹زیادی خوشحالم کردی دختر😭😭

    ۸ ساعت پیش
  • تارا

    0

    مگه گوشی میبری جلب

    ۷ ساعت پیش
  • سلام

    0

    نه خو تو مسیر مدرسه دستمه بعد میدم دفتر، برای درس خوندن میبریم چون کنکور داریم میتونیم تو کتابخونه ببریم گوشی و لپتاب درس بخونیم

    ۹ دقیقه پیش
  • ماجده

    0

    وقتی گفت دی یاد ۱۸ ۱۹ افتادم

    ۲ ساعت پیش
  • سلام

    0

    چرا قیمه ها رو میریزی تو ماستا😐

    ۱۱ دقیقه پیش
  • Yasi

    0

    من حس میکنم رو جی هون کراش زدم ولیی میراث سرجای خودشه..حس میکنم دارم به میراث خیانت میکنم ..ولی خبب مگه کسی که تلویزیون داره سینما نمیره؟

    ۲۱ دقیقه پیش
  • Yasi

    0

    حاجی اگه تو دو پارت قبل نعنا اینو به میراث میگفت میراث سکته میکرد میمرد

    ۱۹ دقیقه پیش
  • پری

    3

    خدا به زمین گرم بزنت پیرزن خرفت که این بلاها رو سر میراث میاری این بچه خودش داغون هست تو دیگه چی میخوای از جونش ادامه بده روزی رو میبینم که تو خون خودت خفه بشی ومیراث با لذت نگات کنه 👹👹

    ۲ ساعت پیش
  • Niusha

    2

    چقدر از این پیرزنه متنفرمم

    ۲ ساعت پیش
  • هیتر خانم بزرگ

    2

    وایی من خیلی منتظر پارت ها میمونمم ولی وقتی پارت اینجوریه و کلا در مورد خانم بزرگه حالمم بهم میخورهه این زنیکهه چرا نمیمیرهه

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    2

    کالیی تو هرچی شخصیت جدید بیاری کراش من فقط میراثثهه

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    3

    فک کن آدم برادرش میراث باشه بعد لی یونو جای پدر خوندش بدونه😔

    ۲ ساعت پیش
  • دختر آغامحمدخان قاجار

    1

    من این ایران خانوم رو گ.. چیز یعنی خیلی دوستش دارم❤️

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    2

    منکه مطمئنم میراث یه نقشه ایی داره ولی بازم ممکنه که پرواز مثلا یهو بگه نه من نمیخوام؟🤨

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    2

    دوست دارم زودتر شهرزاد بیاد ببینم باید ازش بدم بیاد یا نه😔

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    1

    وای چقد داره هیجان انگیز میشه روند داستان🤩

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    1

    الان که میراث تن به این ازدواج داد ایران از چی خوشحاله از اینکه میدونه میراث رو مجبور به انجام کاری کرد که خودش نمیخواست؟ولی خب عوضش الان بهانه ای برای اینکه میراث رو *** نکنه نداره داره؟

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    0

    واا چرا شهرزاد بچه رو دادن به لی یون؟آخه چه معامله ای؟

    ۲ ساعت پیش
  • زینب

    2

    انشاالله خانم بزرگ سکته کنه بمیره یا یکی سم بزاره تو غذاش میراث اون همه آدم کشت این پیرزن رو هم بکش

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️