نقش منفی به قلم حدیث افشارمهر
پارت شصت و یک :
زهرمار و ژاکلین. سرم رو چرخوندم و نگاه کشنده ای بهش انداختم.
-تو حتی اگه آخرین آأم روی زمین باشی ترجیح می دم با یه سنگ حرف بزنم اون بهتر حرفم رو می فهمه.
-آخی عزیزم برات مهمه من حرفت رو بفهمم؟
ضربه ای به روی رون پاش زد و گفت:
-بیا بشین اینجا بام دردو دل کن قول می دم حرفت رو بفهمم.
چشم هام رو در حدی چرخوندم که نزدیک بود مغزم جا به جا شه.
-غیرقابل تحملی.
-اوه چیزای جدید بود
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

MAHYA
0واقعا که خوب بود🤣 اینجا من مردم از خنده😂 دونفری که همو میخوان ولی گردن نمیگیرن عالیه بی نظیر😂