پارت صد و سی و نهم :

جیغ‌کشان از خواب پرید. یک نفر او را محکم گرفت و صدایش فرشته را از دنیای کابوس بیرون کشید.
ـ عزیزم! فرشته! گیانم!
نور عقب رفت و دستان چروکیده‌اش را بالا برد.
ـ آروم دخترم! منم نور.


فرشته به کمر خیس از عرقش دست کشید. گلویش خشک شده بود و هوا را داخل می‌کشید و به زبانش اشاره می‌کرد. نور از پارچ لیوان را پر از آب کرد و فرشته یک نفس سر کشید و پشت‌بندش با یک نفس عمیق، ضربان قلبش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    ای خدا خانوم کلهر😍ولی حیف دلم گواه خوبی نمیده اون سیروان و زلدا و تک خال دلقک و ..نمیزارن ک

    ۱۵ ساعت پیش
  • Mohana

    0

    وای خوداا خانم کلهرر

    ۲۴ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️