سرو پناه به قلم هاجر منتظر
پارت پنجم :
محمد خندان تفنگ اسباببازی را هدف گرفت و گفت:
- لیِش مایصیر؟ خوش هَم ایصیر. اُوریک؟ « چرا نمیشه؟ خوب هم میشه. نشونت بدم؟
امیر اخم کرد و دستان کوچکش را به کمرش زد و اعتراض آمیز گفت:
- مایرید. هاذا شینهی مِن لَع ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
