بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت پنجاه و پنجم :
چمدانش تقریباً آماده شده بود که نرگس به خانه برگشت.
از چمدان بسته روشا تعجب کرد و پرسید:
- جایی میری؟!
- نترس برای همیشه نه... میرم به خونه سر بزنم و برگردم
- خوب میکنی خیلی وقته نرفتی... منم کلاس فردام رو بگذرونم شاید برم این چند روز تعطیلی رو
شام طبق برنامه با نرگس بود و روشا فرصت داشت کارهای دانشگاهش را جلوتر بیندازد.
آراز برایش پیام فرستاد که
" آماده باش گلم صبح زود

لطفا صبر کنید...

مهسا
1خدا کنه تهش معلوم نشه شهاب داداشش نیست، روشا به شهاب عاشق نشده باشه و بازنده این بازی آراز نشه