پارت پنجاه و دوم :

فصل هفتم
«سقوط شاه‌مهره‌های زوریخ؛ ردپای هشتصد میلیون یورو پول کثیف در شریان‌های غول پتروشیمی پایتخت/ آیا کلید خزانه‌ی دیتارکس در دست مافیای صادرات است؟»
حروف درشت، سیاه و برجسته‌ی روزنامه‌ی صبح مثل دندان‌های برنده‌ی اره‌ای زنگ‌زده روی کاغذ کاهی نشسته بود. تیتری که بوی باروت می‌داد؛ تیتری که با مرکب خیس و تازه‌اش هنوز به انگشت‌ها رنگ پس می‌داد؛ اما توانش را داشت که تا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رها

    1

    عالی موزیکی هم که قراردادی واقعا هیجانی ترش کرده به امیدو معروفیت بیشترت👏

    ۳ روز پیش
  • شادی عبادی

    0

    جوری که کلمات رو به کار میبری و باهاش معنا میسازی همکار. .محصور کننده است🌹🔥❤️

    ۳ روز پیش
  • نادیا

    1

    مسیح خیلی عصبانی و نفس گیر و همینطور باهوشه خوشم اومد

    ۴ روز پیش
  • ضحی

    1

    و اینکه خیلی ممنون که بخاطر ماها الان پنج روز هفته پارت میذاری دست گلت درد نکنه

    ۴ روز پیش
  • ضحی

    0

    میگم کاشکی عکس شخصیتارم میذاشتی خیلی خوب میشد

    ۴ روز پیش
  • ضحی

    1

    وای دختر رمانت عالیه یعنی هر پارتش ی جوری آدم به وجد میاره من خیلی از شخصیت دریا و مسیح خوشم میاد خیلی

    ۴ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️