آنتوریوم به قلم اقلیما نائینی
پارت چهل و نهم :
اخمی بر پیشانیاش نشست. کمی بر حافظهاش فشار آورد و پرسید:
- رادمهر کیه؟ مهرداد نبود مگه مَرده؟
باران چشم چرخاند و دستش را در هوا تکان داد:
- داستانش طولانیه. اوایل بهم گفته بود اسمم رادمهره. بعدا گفت اسم واقعیشو.
ابروهایش بهم نزدیکتر شدند:
- چرا اونوقت؟
باران نگاه دزدید و لبش را به دندان کشید:
- پیگیر نشدم زیاد، نگفته بود زن داره اون اولا، شاید نمیخواست من آمارØ
لطفا صبر کنید...

هستی زن سپهر
0گل من کو؟ چرا کسی واسه من گل نمیخره؟ سپهر الهی کچل شی