پارت پنجاه :

دو تقه کوتاه به در زد و بعد از بفرمایید صادقی، در را گشود. سرش را داخل کرد گفت:
- آقای دکتر خانم پویا تماس گرفتن گفتن پیچ ایمپلنتشون شل شده، بگم بیان مطب چک کنید؟
صادقی سرش را از تلفن بیرون کشاند و روی صندلی‌اش جابه‌جا شد. بی‌خیال گفت:
- مشکلی نداره اون، بگو بیاد درستش می‌کنم.
سر تکان داد و خواست در را ببندد که با صدای او از حرکت ایستاد.
- مهتاب... کارت تموم شد یه لحظه بیا ای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی زن سپهر

    0

    باربد جان فقط نگرانه😞😞 اه باربد خیلی نازه واقعا خیلی ستمگری مهتاب یعنی چی با باربد اینطوری رفتار میکنی گیس بریده؟ همون کوهیار تعهد گریز بدردت میخوره که گل واست بخره عه وا ببخشید گلم واست نخرید همینطوری مال دست دوم بهت داد🐸

    ۱ ساعت پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    =))))))))

    ۴۴ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️