آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و بیست و نهم :
***
- دمنوشتو بخور سرد نشه.
به تیرگیِ دمنوش خیره شد و با حلقه کردن دستانش اطرافِ لیوان و سوختن انگشتانش از داغیِ آن، با بغض نجوا کرد:
- کوفت بخورم بهتر از دمنوشه.
استاد، اخمی کرد و تشری به سمت او، حواله:
- به همین سرعت خودتو باختی؟!
صدایش آنقدر صلابت و تحکم داشت که نگاه آشوب را روی خودش بکشاند.
او؛ استاد کیانوش مهرآرا، بهترین و نزدیکترین استاد آشوب در تمام مدت تحصیÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگه داشته باشن از الان تلاش کن مخش رو بزنی😂😂
۲ روز پیشنگار
0خب به نام خدا شروع میکنم:آقای فعلا معلوم نیست چه شکلی یا چه اسمی داری ولی تو عشق خودمی اصلا الان که دارم فکر میکنم میبینم عججبب جنتلمنی هستی تو(بخدا خودم می دونم چرت گفتم،ولی خب حدیث میشه بگی لیانا یا کیمیا، یه کلاس مخ زنی برا منم بزارن خواهش واقعا تو افسایدم با این مخ زنیم خواهش میکنم😅)😂💙💙
۲ روز پیشنگار
0ولی خب به پسر استاد بگو قطعا رو خودم کار میکنم مطمئن باشه به عشق خودش یَک مخ زنی میکنم بیادو ببینه😂🤣💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احساس میکنم استاد دختر داره
۲ روز پیشنگار
0حدیثث چراا خو من رو این پسر استاد که هنوز ندیدمش و نه در موردش خوندم کراشش زده بود چراا حدیث بخدا من گناه دارم حالا یه پسرم این وسط داشته باشه چی میشه😂😂💙💙
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تسلیت عرض میکنم😂🙏🏻
۲۴ ساعت پیشنگار
0هعیی خداا شانس هم نداریم که اگه داشتیم نگار نبودیم هعیی روزگار هعیی😞😂💙💙
۴ ساعت پیشتارا
0نکنه دخترش آشوب باشه😱😱
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤔🤔
۵ ساعت پیشنگار
0نه جونم آشوب دختر الهام سیامکه محافظم خواهرشه، و اماا آنیل خدایی به آنیل شک دارم نکنه آنیل واقعا خواهر مهراب باشه نه آشوب🤔💙💙
۴ ساعت پیشتارا
0باید بریم جلوتر اینا حدسیات ماست
۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله جلوتر مشخص میشه
۳ ساعت پیشنگار
0اره تارا جونم واقعا قابل تشخیص نیست ولی خب از اون جایی که محافظ یکبار برا سیامک گفت پدرم سیامک و از اونجایی که آشوب رو خواهر خودش میدونه از نظرم نمیتونه آشوب دختر استاد باشه😅💙💙
۵۹ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حدسش بدم نیستا😉
۳ ساعت پیشنگار
0الان میخواستی مارو منحرف کنی یا راست گفتی😂خدایی نمیشه دیگه محافظ دختر سیامکه دیگه آشوب رو هم خواهر خودش می دونه اگه آشوب دختر استاد باشه محافظ هم هست که خب امکانش خیلی کمه دیگه محافظ هم سیامکو باباش می دونه دیگه،خدایی گیجم کردی حدیث😂💙💙
۵۶ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگه دختر باشه چی؟🤣🤣
۲ روز پیشنگار
0خو اگه دختر داشته باشه که از خوش شانسی زبان زد همه میشم و سینگلی😂😂💙💙
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تمدید سینگلی
۲۴ ساعت پیشنگار
0تمدید شد، خدایی حدیث نه از دوستای مهراب شناس آوردم نه از پسر استاد که وجود ندارد خوو یعنی چی من سینگل میمونم عرر😂😂🤣🤣💙💙
۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پس منتظر رمان بعدی باش😂♥️
۳ ساعت پیشنگار
0حدیث توروخدا تو خانوم گلابی حداقل نزار دیگه ما سینگل بمونیم آقا من منتظرما شاهزاده سوار بر..( اومم حالا مهم نیست سوار باشه یا پیاده ولی دیگه شاهزاده رو باشه) آمادش کنیا،حتی این لیانا هم داره از سینگلی در میاد باید به فکر خودمون باشیم دیگه😂😂💙💙
۱ ساعت پیشتارا
0امان از دست صدرا توی زندان هم بیخیال نمیشه نمیذاره این دوتا مرغ عشق جیک جیک کنن
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زیادی جیک جیک کردن که آشوب باردار شد😂😂صدرا داره جلوی فاجعه رو میگیره
۲۴ ساعت پیشتارا
0ای جانم چه فاجعه شیرینی 🥰😍🥰😍😍
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😁
۵ ساعت پیشنگار
0آی گفتی من که تضمین نمیکنم دفعه بعد جیک تو جیک بشن آجیل و گردو به دنیا نیان(دوقلو های جوجولوی مهراب و آشوب و میگم😅)💙💙
۱ ساعت پیشتارا
0احساس میکنم آشوب دختر الهام نیست به جاش مهراب و آنیل خواهر برادرن و بچه های الهام 🤕🤕زیاد دارم فکر میکنم مخم سوخته ☹️😓
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سخت شد...پس آشوب دختر کیه؟!
۲۴ ساعت پیشتارا
0شاید استاد🤔🤔
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر نکنم
۵ ساعت پیشتارا
0نمیشه پارت هدیه بدی ما از کنجکاوی دربیاییم
۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امروز پارت داریم دیگه عزیز
۳ ساعت پیشتارا
0دوتا پارت بدی گلم یکی هم هدیه
۲ ساعت پیشنگار
3میگماا من بعد رمان آشوب به وکالت علاقه پیدا کردماا خدایی باحاله خدارو چه دیدی شاید یه مهرابی هم نسیب ماشد😂💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ما شانس نداریم حالا یه بوزینهای چیزی به پستمون میخوره
۲ روز پیشنگار
1عرر حدیثث چرا حالا میزنی تو ذوقم😂 ولی برا بخش بوزینش اره واقعا شانس نداریم یه بوزینه ای چیزی نسیبمون میشه😂🤣ای خداا چرا آخه یکی بیبی فیس ببره اونوقت آدمایی مثل منو حدیث بوزینه آخه این انسافه خدایی؟😂💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خب دروغ میگم مگهههه😂🫠
۲ روز پیشنگار
0نهه بخداا خدایی حرف راست تلخه هاا واقعاا شانس ما در حد یک بوزینه بیش نیست عرر😂😂💙💙
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خون به دلم نکن💔🥹😂
۲۴ ساعت پیشنگار
0تو چرا خون به دل بشی من باید بشم تو به این گلی عرر من بدبخت باید عرر بزنم آخه خدایا تو که قیافه میدی خو یکم شانسم بزار روش دیگه چی میشه😂😂💙💙
۴ ساعت پیشتارا
0صدرا ذلیل مرده توی زندان هم دست از سر اینا برنمیداره نمی ذاره دوتا مرغ عشق گوگولی من جیک جیک کنن🤭😂🤭😂
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صدرا رو عشق است🤣🤣
۲۴ ساعت پیشتارا
0واقعا شخصیت طنز جالبی داره میدوستمش جای یک دونه دوست اینجوری توی زندگیم خالیه
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خوشبحال اونایی که یه همچین رفیقی دارن واقعاً
۵ ساعت پیشتارا
0وصیت کرد چرا☹️☹️☹️نکنه اعدام بشه ☹️☹️☹️☹️
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خودش که همچین فکر میکنه
۲۴ ساعت پیشتارا
0طفلکی من داره بابا میشه گناه داره خو
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی دخترش رو میبینه؟
۵ ساعت پیشY.M
5واای دختر اون استوری چی بود گذاشتی 😍 واقعاا خفنه . اصلا دیدمش قلبم اکلیل پمپاژ کرد😭💖
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
استوری رو دیدی قلبت اکلیلی شد یا بخاطر مهراب؟😁
۲ روز پیشنگار
2بزار من یکی صادق باشم✋🏻بخاطر عشق بین مهراب و آشوب😅💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👀👌🏻
۲ روز پیشY.M
0هر دو تاش 😁ولی بیشتر از آشوب خوشم اومد ، دخترمون پرچمش بالاست😎🔥
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بلههههه اینکه صددرصد
۲ روز پیشتارا
0کجا استوری می بینید ☹️به منم بگید خو
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وارد بخش رمانهای آنلاین شو، بالای صفحه استوریها نمایش داده میشن
۲۴ ساعت پیشتارا
0تشکر ممنونم حدیث جوونم
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
♥️🙏🏻
۵ ساعت پیشتارا
0ته ته دلم میگه آشوب با تلاش زیاد بی گناهی مهراب و ثابت میکنه🤗🤗
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم همینطور باشه
۲۴ ساعت پیشتارا
0منم امیدوارم🫠🙃🫠🙃
۶ ساعت پیشبی نام
0خیلی عالی بود حدیث جوون🥰پارت زیبایی بود پس آرش و خواهرش کجان الان 😬چرا نمیان کمک آشوب
۱۷ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربونت عزیزم، میان بزودی
۱۵ ساعت پیشBiti
0الهی بمیرم وایی بچمم اشوب چی میکشه ولی بهش امید دارم میدونم درست میشهه
۲۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه در آینده
۱۹ ساعت پیشNana
0ولی مطمئنم آشوب بیگناهیشو ثابت میکنه شک ندارم
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شک داشته باش
دیروزجانان
0باباا نگو خوو یعنی چیی نمیخواامم کاش زود همه چی درست شه
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درست میشه یعنی؟
دیروزمحیا
0خیلی پارت غم انگیزی بود وخیلی هم طولانی خسته نباشی 😟😟😭😭❤️❤️
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلامت باشی جانم
دیروزمحرابی
0ای لهراسبیه گوربه گورچقدراذیت میکنی این بدبختارو آخه بربمیرهمه راحت بشن ازدستت پیرمردمردنی. ممنونم عالی مثل همیشه خدا قوت عزیزم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کار از اذیت کردن گذشته دیگه
۲ روز پیشآمنه
0عالی بود ولی یک خصلت از نویسنده پیدا کردم که توی رمان میگن ای کاش آینده جوری دیگر رقم میهورد و درواقع آینده رو نا امید کننده توصیف میکنه گرچه نمیدونیم چی میشه ولی احساس من مثل آشوب هست
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربون شما
۲ روز پیش...
1بغض بیخ گلومه انگار سنگ گیر کرده تو گلوم باوم نمیشه گریه کردم با این پارتت حدیث🥺🥺
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببخشید بچهها💔آخرش خیلی تلخ شد
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
1حدیثث؟؟😈میگما این استاد آشوب یه پسری داداشی چیزی ندارم ما مخشو بزنیم؟😂😂 خوو نگاه بکن شهربانو خانوم که پزشک هستن، آقا کیانوش(درست گفتم؟)هم که بهترین وکیل و استاد هستن این وسط یه پسر کم دارن که ما روش کراش بزنیم یا چمیدونم یه فامیلی چیز ها حدیث؟😂😂🤣🤣💙💙