پارت صد و سی :

نگاه آتشین و لبالب از اشکش را به اطراف دوخت.
فشاری به موبایل درون دستش داد و وقتی بوق‌های ممتد و بی‌ثمر همچون ناقوس مرگ درون گوش‌هایش پیچید، با خشم وارد صفحه‌ی چت با او شد و با سرعتی بی‌سابقه انگشتانش را روی کیبورد به تایپ وادار کرد:
- گوشی رو جواب بده، جواب بده عوضـــــی! تو به چه دردی می‌خوری دقیقاً؟ به چه دردی می‌خوری بی‌مصرف؟ مگه نگفتی اجازه نمی‌دی بعد از مرگ ژیلا اتفاق بدÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • جانان

    0

    الان تکلیف پیتزا چیهه من گشنمهه

    ۲۱ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیلی خوبید بچه‌ها😂یعنی توی این شرایط استرس‌زا به فکر پیتزایید؟

    ۲۱ ساعت پیش
  • جانان

    0

    اونم نکته بسیار مهمی هستش🫣😂

    ۴ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هومم

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    3

    الان واقعا بی صبرانه منتظر پارت بعدیم ببینم چی میشه و واقعا دوست داشتم مهراب جونم بود میزد تو دهن این عرفان تا بلکه یکیم آدم بشه مرتیکه بیشرف بقول مهراب(چون خار مادرش مردن گناه دارن بدبخت ها یکمی تغییرش میدم)دختر خالشو..دیگه بماند پوفف اعصابم خورد شد💙💙

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    انشالله فردا پارت هدیه داریم

    ۲۳ ساعت پیش
  • نگار

    0

    انشاالله،مرسی عزیزم که به فکرمونی🥰 فقط کی داریم؟😈😈💙💙

    ۴ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ارسال شد

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    2

    خودتون میدونید به علاوه کاردستی درست کردن با خشتک عرفان دوست دارم با لبه بشقاب بزنم تو دهنش یا دمپایی خرسی همو بکنم تو دهنش یا هم همشو باهم روش پیاده کنم مرتیکه ..🤬💙💙

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    با تشکر🤣

    ۲۳ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خواهش فراوان😂🤣💙💙

    ۴ ساعت پیش
  • نگار

    2

    فوش دادن عرفان رو به بعد موکول میکنم،فعلا میخوام از مظلومی مهراب حرف بزنم پسرم حتی تو دادگاه هم فرصتا رو از دست نمیده استوریت رو دیدم خیلی باحال بود حدیث ایول👌🏻💙💙

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    با چشم‌های قشنگت دیدی

    ۲۴ ساعت پیش
  • نگار

    0

    به قشنگی چشای تو نمی رسه عشقم🥰💙💙

    ۴ ساعت پیش
  • نگار

    3

    ایول حدیث بازم مثل همیشه گل کاشتی و واقعا برا پارت بعدی کنجکاوم ببینم چی میشه مرسی و خسته نباشی حدیث گلی😍😘💙💙

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدای شما✋🏻♥️

    ۲۳ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خدا نکنه گلم🥰💙💙

    ۴ ساعت پیش
  • راز

    0

    مهراب رکورد گینس به خدا ک کمشه ببین تو این هاگیرواگیر چه کارایی ازش سر میزنه

    ۸ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یه ماچ ریز بود دیگه🥹😂

    ۶ ساعت پیش
  • راز

    0

    نمیدونم این عرفان با خودش چند چنده بابا این کارا چیه دیگه رفتارش عین پت و مت شده ی باره چیزای درست رو خراب میکنه بعد انتظار داره مث اولش بشه

    ۹ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    داغیِ مغزش خوابیده و از اونجایی که تو مسیر اعدام کردن مهراب هم هست، مسلماً بایدم حالش بهتر بشه و به خودش بیاد. باید ببینیم واکنش آشوب چه خواهد بود

    ۹ ساعت پیش
  • محیا

    1

    پارت هدیه رو ساعت چند میفرستی عزیزم ❤️

    ۱۲ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نزدیک غروب گلم

    ۱۲ ساعت پیش
  • محیا

    0

    خدا کنه لیانا زودتر برسه و این به زور وارد شدنه مدرکی باشه علیه عرفان تو دادگاه😱😠❤️

    ۱۲ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امیدوارم

    ۱۲ ساعت پیش
  • سهیل۳۰

    2

    چه پارت پر و پیمونی ..دمتون گرم

    ۱۹ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    زنده باد

    ۱۲ ساعت پیش
  • ...

    0

    یکی نیس به این عرفان پلششتت بگه د آخه جوجه فکلی تو رو چه به این گوه خوریا انتر میمونه آشغال میگم اصن بخدا یه وقت دیدی لهراسبی بی پدر رفته تو جلد عرفان ها آخه عرفان اینقد تخم سگ نبود که؟ بود ای توف به ذاتت بیاد😥😥🤬🤬

    ۲۲ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آروم باش😂🤦🏻 نه بابا لهراسبی‌ای در کار نیست، خود عرفانه

    ۲۲ ساعت پیش
  • آمنه

    2

    عرفان آدم مودی شده یکبار به آشوب میگه دستمالی شده و کلی حرف بارش کرده و الان انتظار داره آشوب پیشش برگرده و حالا خودش اومده آشوب رو اذیت کنه

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مغزش داغ بوده و حالا که داره مهراب رو اعدام می‌کنه خیال کرده توانایی برگشتن به آشوب رو داره...

    ۲۰ ساعت پیش
  • Nana

    1

    چه خوش خیاله عرفان که فک میکنه میتونه مهرابو اعدام کنه بعدم آشوبو برگردونه

    ۲۱ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه توی پارت بعدی

    ۲۰ ساعت پیش
  • آمنه

    0

    اگه بدونید توی دلم چه آشوبی به پا کردید الان پارت جدید میذاشتید خدا وکیلی عالی بود

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت هدیه داریم فردا

    ۲۰ ساعت پیش
  • آمنه

    0

    اخه از طبقه دهم هم نمیشه گفت عمو نوروز صدای جیغ رو میشنوه خیلی فاصله هست فقط خدا کنه لیانا زود برسه و به داد آشوب برسه امیدوارم محافظ زودی خودش رو برسونه و به آشوب کمک کنه پارت عالی

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حق👌🏻

    ۲۰ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    وای عرفان از کی اینقدر عوضی شدی بیچاره آشوب و محراب عزیز حدیث جون دیگه دلمون کباب شد واسه این دوتا بسه دیگه چقدر باید زجر بکشن آخه خیلی غم انگیز شده 🥺🥺😢

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیگه ظرفیت‌مون داره پر می‌شه 💔

    ۲۰ ساعت پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه. ازدست تو مهراب آخه دادگاه جای اینکاراست ولی دمت گرم خوب عرفان وچزوندی احسنت

    ۲۲ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بقول معصومه، برای یه سامورایی همه جا ژاپنه😁

    ۲۲ ساعت پیش
  • محرابی

    0

    واقعا هم همین طوره 😄😄

    ۲۱ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله

    ۲۰ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️