پارت صد و پنجاه و چهارم :

* * * * *
سرم را روی بالشت جابه‌جا کردم و در حالی که با یک دست کتابم را روی شکمم نگه داشته بودم، آن را ورق زدم.
بعد از شام که به اتاق برگشته بودم، کتاب جدیدی را شروع کرده بودم. بر خلاف کتاب‌های قبلی که عاشقانه بودند، این یکی در ژانر فانتزی و حماسی بود، برای همین احتمال می‌دادم ترجمه‌اش برایم چالش برانگیز باشد. فعلاً مطالعه‌اش را شروع کرده بودم تا خودم را با سطح نثر کتاب تطبیق بدهم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    0

    انقدر خب می نویسید که خواننده خودش و اونجا میبینه عالی هستی عزیزدلم🥰

    ۱۶ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    جوری که کیوان فراری از لمس همیشه میچسبه به تارا🛐😭

    ۲۳ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    منم همینطور تئو منم همینطور چقدر اون جیگرم خنک شد.

    ۲۳ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    اخیی چه اریک و تئو نازن😭

    ۲۳ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    عوضش با آن قاب نقاشی فاخرتری خلق کرده بودم. بابا بنازم 🔥

    ۲۳ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    دویدن روی اعصابش برای تمدد اعصاب بهترین گزینه بود.😂

    ۲۳ ساعت پیش
  • کارا

    0

    همیشه پای یک امیلی در میان است

    دیروز
  • کارا

    0

    این پروفسور یذره رو مخه کاری ندارم زن خوبیه ها ولی یکوچولو رو مخه

    دیروز
  • کارا

    0

    عوضش با استفاده از آن قاب نقاشی فاخر تری خلق کرده بودم 🔥😔🛐🎀

    دیروز
  • کارا

    0

    قاب عکس بیچاره بخاطر اون زنیکه شر و ور به فنا رفت

    دیروز
  • کارا

    0

    وای فکرشو کن این همه بلا تئو سر تارا آورد و تارا سر تئو اورد بعد حالا که تارا با پاشنه بلنداش میره رو اعصابش، تئو تنها کاری که میتونه بکنه نفس کشیدن مثل اژدهاست

    دیروز
  • کارا

    0

    چقدر اریک داره زیادی گوگولی مگولی میشه مردک ویترین مبادی آداب

    دیروز
  • کارا

    0

    میشه بیرون رفتنشون برای یک دلیل خیلی ناناز مثلا خریدن کادو برای تولد کیوان باشه لطفا ؟ یه بلا ملا سرشون نیاد زبونم لال

    دیروز
  • کارا

    0

    واهاهاهایی بله اینجا همه از جناب نیک نژاد دستور می گیرن ولی دیلن جان عزیزم حواست باشه داری با شوهر خواهر رئیست صحبت می کنی

    دیروز
  • کارا

    1

    اریک چت جی پی تی واقعیه بقیه اداشو درمیارن

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️