مهیس به قلم یسنا حسین پور
پارت شانزده :
چشمغرهای رفت و شروع کرد:
-این قصه رو سامانتا برام تعریف کرده.
اصلاً مگه ممکنه بچهی این دهکده باشی و ندونی؟
قصه از یه دختر شروع میشه که یه بیماری لاعلاج داشته.
ولی خیلی زیبا بوده.
میگن زیباترین دختر دهکده بوده.
تنها مشکلش این بوده که بدون هیچ مویی به دنیا اومده بود.
البته بیربط به بیماریش هم نبوده.
همیشه از کلاهگیس
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Arti
0بین ی لحظه وایسا من گیج شدم خب🤕😵 💫. الان اونی ک تام تو مدرسه دیده بودش و یهو غیب شد کی بود و یسنا کیه من نفهمیدم اونی ک تو مدرسه دیدشو غیب شد جفتشه یا یسنا؟؟وایی مخم تاب برداشته😵 💫😵 💫🤕🤕
۷ روز پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
خواهیم فهمید که جفتشون یه نفرن👍
۷ روز پیشArti
0اها باشه. بیا از این بگذریم من ی سوال دیگ ام داشتم تا جایی ک گفتی این موجودات چ گرگینه چ خوناشام چ موجودات دیگ تا 18سالگی بیشتر عمر نمیکنن درصورتی ک جفت مقدرشده شونو پیدا کنن الان سنه 5ساله ایا حکم 18 19سالهه مارو داره؟؟ 🤔😵 💫😁
۷ روز پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
من گفتم؟ یا ابلفضا من کی گفتم؟ نه بابا کی گفته تا ۱۸ نوزده فقط عمر میکنن؟
۶ روز پیشArti
0😂😂بخدا گفتی تو پارت اول گفتی خوناشاما تا 18سالگی قلبشون میتپه بد متوقف میشه تا وقتی ک نیمه گمشده یا همون جفتشون پیدا بشه. نگفتی 5ساله اونا حکم جوون 18 19 ساله مارو داره؟؟
۶ روز پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
آها اونکه اره قلبشون تو هیجده سالکی از تپش متوقف میشه ولی نمیمیرن و با دیدن جفتشون دوباره قلبشون شروع به تپیدن میکنه ببین اینجوری نیست که بتونیم تخمین بزنیم الان مثلا پنج ساله ی تام و دوستاش نوزده ساله ی ماست ولی کلا بزرگتر از سنشون رفتار میکنن چون قدرتشون بهشون اجازه ی رشد بیشتری میده🫡
۶ روز پیشArti
0اها الان میتونم بگم مغزم تقریبا از رگ ب رگی در اومد😂😂
۶ روز پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
پارت بعد دوباره میریم که رگ به رگ بشه🙂↕️🙂↔️🫡
۶ روز پیشهانی
0یسنا یا مهیس ؟مسئله این است🤔
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
یسنا یسنا
۱ هفته پیشنهال
0خب پس مهیس این وسط کیه؟🙃🧐🤔
۱ هفته پیشآرامش
0مهیس عمه خدابیامرز بابامه
۷ روز پیشنهال
0خدابیامرزتش
۷ روز پیشآرامش
0خدا رفتگان شما رم بیامرزه 🤣🤣دیونه باور کردی
۷ روز پیشسامان
0من دیوونه ی توام هستم خانومی !! ❤️نه بابا همین طور گفتم
۷ روز پیشآرامش
0عشق تو منو دیونه کرده
۷ روز پیشسامان
0اا نهه باباا ممنون جوجوی نازم 😁
۷ روز پیشآرامش
0بله عشقم چی فکر کردی قربونت (خدایی این جور حرف زدن اصلا به من نمیاد 🤣🤣)
۷ روز پیشهانی
1😂😂وای ،خیلی با حال گفتی ،منم بعضی قسمتا گیج میشم و دوباره اوکی میشم🤣🤣
۷ روز پیشهانی
0نفهمیدیم ادامه داستان چی شد ؟کاش کاملش میکرد
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
حالا سره این داستان قراره دعوا شه تهشم به خاطر همین همشون به افق مایل میشن😂
۱ هفته پیشآرامش
0خواهر من همین نصفشم نفهمیدم چی شد
۷ روز پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
طبیعیه بعدا میفهمی😅
۷ روز پیشهانی
1مغزم رگ به رگ شد ،مگه تام ۵ساله نیست ؟پس چرا هرچی جلو میریم حس میکنم این حرف ها از زبون یه آدم بیست سال به بالاس ،این جادو چه ها که نمیکنه 🪄
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
🥰🥰🥰🤭🤭🤭
۱ هفته پیش...
0حالا فهمیدم ولی شاید این جینا که عاشق تام بوده اومده یسنا رو نمیدونم چجوری ولی گم و گور کرده بعدشم حافظه ی تام رو پاک کرده حالا این دختره از آینده اومده که تام رو ببینه و کمکش کنه یسنا رو پیدا کنه بعد میگم این دختره همونیه که به سرزمین انسان ها تبعید شده؟
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
بلهههههههه جینا همونیه که سامانتا تو این زندگی جدید به دنیای انسانها تبعیدش کرد دوباره
۱ هفته پیشفاطمه ❤️
1یه احتمال دیگه هم هست که جینا حافظه تام رو پاک کرده که یسنا رو فراموش کنه ،یه بلایی هم سر یسنا آورده باشه؟!
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
اووم فقط خدا میدونه
۱ هفته پیشفاطمه ❤️
1احتمالش هست تام گذشته رو فراموش کرده باشه؟! این دختره هم یه جورایی نقش راهنما و هدایت کننده رو داره که تام رو به یسنا برسونه؟!
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
خوشم اومد از چیزی که گفتی
۱ هفته پیش...
0پاک قاتی کردم چرا گفت یسنات ؟ مگه مهیس اونی نبود که جفتش بود الان جینا کیه ؟ وای مغزم به گا رف
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
قریونت برم من مهیس اصلا اسم دختره نیست مهیس یه جملس به زبان یونانی که بعدا معنیش و میفهمین
۱ هفته پیشآنی
0آخ این دختر که شبیه وی هست مثل ناجی ها میمونه که احتمالا هست
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
یس
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
یس یس
۱ هفته پیشآنی
0نکنه العان این دختر از آینده کاری کرده که تام گذشته بتونه این آینده رو ببینه که آخر تام اون اشتباه مرگ بارش رو انجام نده
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
نه بابا تام در هر حالتی میتونه یه تنه گند بزنه به همه چی
۱ هفته پیشآنی
0جدی حس خیلی خیلی بدی دارم نسبت به این جینا خانم. چرا حس میکنم یه عفر. یته هست که رو دست نداره
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
مرسی بابت حست منم با تو هم حسم حست و درک میکنم از خودت و حست خوشم میایه
۱ هفته پیشآنی
0اول فکر کردم تام داره آینده رو میبینه و الان با حرف این دختر کل معادلاتم بهم ریخت
۱ هفته پیش
یسنا حسین پور | نویسنده رمان
کلا همتون دارین ایشتیباه حدس میزنین خیلی خوشم میاد😁
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

نیلوفر ابی
0خانم نویسنده عزیزم خسته نباشید واقعا خودتون رمانتون تحسین برانگیز خدا قوت