پارت صد و هشتم :

بیست دقیقه‌ی بعد، هر دو آماده بودند. طلوع یک لباس ورزشی سیاه با خطوط سفید پوشیده بود. در عوض، سجاد یک لباس ورزشی سفید با خطوط سیاه انتخاب کرد. هر دو آماده از عمارت بیرون آمدند. نگهبان‌ها در چهار ماشین هایلوکس مشکی جاگیر شده و آماده بودند تا ماشین خانمشان را دنبال کنند.
در حالی که دوشادوش هم‌دیگر سمت پارکینگ می‌رفتند تا سوار ماشین شوند، سجاد مردد طلوع را نگریست. موهایش را گوجه‌ای بØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
تصویر شخصیت متین افتخارمنش در رمان تبهکار هوسباز متین افتخارمنش
آخرین نظرات ارسال شده
  • افشار

    0

    خانم نویسنده بهتر شدی باید قول بدی بعد خوب شدن چند پارت طولانی بزاری از دلمون در بیاد

    ۲ روز پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به روی چشم حتما

    دیروز
  • Lyanna

    0

    سلام بانو امیدوارم حالت خوب باشه منتظر پارت جدیدیما😩☺️

    ۳ روز پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سلام عزیزم انشالله می ذارم

    ۲ روز پیش
  • آیلا

    0

    سلام فاطی جونم چطوری فاطی جونم دو تا پارتی که از دست داده بودم خوندم خیلی عالی بود فداتشم فاطی جونم پس پارت جدیدرو کی میزاری من در حالت انتظارم😅🫂🫂🥰🙏🫠

    ۵ روز پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سلام گل، بهتری؟ عمل چطور پیش رفت؟

    ۵ روز پیش
  • آیلا

    0

    فداتشم خوبم امروز بخیم رو کشیدم فاطی جونم توچطوری پارت جدیدرو انشاءالله کی میزاری فداتشم 🫂😘

    ۵ روز پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خداروشکر ♥️ سرما خوردم بهتر شدم می ذارم

    ۴ روز پیش
  • آیلا

    0

    فداتشم فاطی جونم خدا بدنده انشاالله خوب میشی عزیزم مواظب خودت باش🫂😘

    ۴ روز پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی گل♥️😍

    ۳ روز پیش
  • افشار

    0

    دل رو که داده معلومه ولی نباید وا بده به این زودی

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اینم حرفیه

    ۱ هفته پیش
  • هستی

    0

    سجاد وای به حالت طلوع رو بازی بدی😏

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انگار داره همین کار رو میکنه

    ۲ هفته پیش
  • هستی

    0

    غلط اضافه می کنه..پسره ی ..دخترر منو اذیت نکنید🙂

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چی بگم 😞

    ۲ هفته پیش
  • هستی

    0

    چه خوبه ولی ۴روز در هفته پارت گذاری باشه:)

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره🤭

    ۲ هفته پیش
  • افشار

    0

    سجاد داره زود با طلوع راه میاد غرور پارت های قبلی سجاد رو بیشتر دوس داشتم

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید دل داده

    ۲ هفته پیش
  • مهین

    0

    عالی مثل همیشه و از این که پارت زیاد میزارید متشکرم

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربان شما 🌸

    ۲ هفته پیش
  • مهسا

    0

    البته شاید کمی بی انصافی باشه که از این زاویه کنیم و بگیم داره با احساسات یه دختر بازی میکنه اونم دختری که تشنه محبته.. ولی خود طلوع جایی برای دلسوزی نگه نداشته لعنتی

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بی انصافی که هست ولی چی بگم

    ۲ هفته پیش
  • مهسا

    0

    آفرین سجاد همینجوری خرش کن

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️