پارت هشتاد و سوم :
«سپیدار»
داستان زندگی ما چیزی شبیه به یک کابوس بود تا رویایی عاشقانه...
من و او عاشق نبودیم...
من و او عاقل هم نبودیم...
من و او اعتیاد داشتیم.
اعتیاد به وجود یکدیگر...
یک اعتیاد اجباری، نه او دلبر من بود و نه من دلخواه او!
او تنها باید میبود که من باشم...
باید میبود تا من بدرخشم...
باید میبود تا من دیده شوم...
او باید میبود، نمیدانم چرا ولی منِ بی او هیچ بÙ
لطفا صبر کنید...
