پارت بیست و پنجم :

نیلوفر... نیلوفر بیدار شو.
صدای نازنین مرا از خواب ناز بیرون کشید. در جایم چرخیدم و از نوری که در چشم‌هایم می‌خورد پلک‌هایم جمع شد.
- چیه نازنین؟
- پاشو...مامان گفت پاشی کمک کنی، خاله اینا شام میان.
کلافه غر زدم و با صدای ناله‌واری گفتم: وای خب بیان، یه روزم جمعست نمی‌ذارید بخوابم....
- پاشو تا مامان نیومده بالا سرت!
سیخ سرجایم نشستم و عجیب میل داشتم نازنین را خفه کنم. Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    0

    من از شب منتظر قراراینا وعاشقانشون بودم اما مگه این پسر می زاره فکر کنم چند پارتی درگیر این دعواهستیم😂

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    امیرعلی معروفه به بی‌اعصابیش متاسفانه

    ۲ هفته پیش
  • لیلا

    1

    شاید عدو شد سبب خیر وحاج بابا فهمید این دوتا همو میخان

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    فعک نکنمم😅

    ۲ هفته پیش
  • زهرا

    0

    حالا پسر زهرا خانم مقصر ،پسر خوب توچرا زود قاطی میکنی

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    حرف بدی زد

    ۲ هفته پیش
  • Z.k

    0

    عجب بی اعصابی امیر علی باید نیلو یکم روی رفتارش کار کنه که اینطور عصبی نشه

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بچه بی‌اعصاب نیست حالا بیشتر میشناسیدش

    ۲ هفته پیش
  • ستاره

    0

    هی حالا هر روز باید یکی بیاد بشه قوز بالا قوز توی این رابطه تا گند زده بشه به حال و روزشون هیعی مرسی بانو عالی بود 🌸

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دیگه همیشه همینه متاسفانه

    ۲ هفته پیش
  • رویا

    0

    اخ حاج بابا وقته اومدن بود الان میزنه بچه رو دپرس میکنه 🤦🏻 ♀️

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره زد تو پرش

    ۲ هفته پیش
  • دلارام

    0

    امیرعلی هم الکی غیرتی میشه این امیر که هم رو گزند میزنه😂😂چجوری نیلوفر اینو بی گزند میبینه خدا داند

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عاشق کورهه🤣

    ۲ هفته پیش
  • راز

    0

    آب بابا امیر بی گزند چرا واسه خودتو ما شر درست میکنی پسر خوب

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دست خودش تیس😍🤍

    ۲ هفته پیش
  • مهسا

    0

    آی آی امیرعلی خشن نمیشه که هرکی طرف نیلو فر رفت گر بگیری

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    امیرعلیه و حساسیتش!

    ۲ هفته پیش
  • منا

    0

    خوبش کردی امیرعلی پسره بی تربیت

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😅♥️

    ۲ هفته پیش
  • سرو

    0

    پسرزهرا خانوم هم چقدر بی ادبه ببرم پارک بیشعور حقت بود خان بابا نمی آمد و بیشتر کتک میخوردی

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره بی‌ادبه واقعا

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️