پشت این سکوت به قلم فاطمه مهدیان
پارت پنجاه :
چشمهای سارا در یک لحظه از اشک پر شد و لبهایش را به هم فشرد. سیب گلویش چند بار بالا و پایین رفت؛ انگار با تمام توانش تلاش میکرد بغضش را فرو بخورد و نگذارد چیزی از آنچه در دل داشت، بیرون بریزد. آب گلویش را به سختی قورت داد و سعی کرد خودش را نگه دارد، اما لبهایش لرزید و چند ثانیه بعد، بغضش شکست و اشکهایش سرازیر شد.
هقهقی عمیق و بریده از میان گریهاش برخاست؛ صدایی که انگار از زخمی Ø
لطفا صبر کنید...

یاسمن
5وای یعنی الینا با سازمان همدسته؟.. بیچاره رادوین فکرنکنم بدونه با کی نامزد کرده