کبره به قلم صالحه فروزشنیا (آدولفا)
پارت هشتاد :
***
به ظاهر کافهی لوکس نگاهی انداخت. زیرلبی گفت: یعنی واقعا لازم بود حضوری بگه، اون هم توی همچین جایی؟
لپهایش را از هوا پر و پوفی کرد. در حالیکه سرش را با تأسف به دو طرف تکان میداد، از پلههای شیشهای شفاف بالا رفت.
در کافه به صورت اتومات گشوده شد و او در فضای طوسی مدرنش به دنبال دلنواز چشم چرخاند.
دختری پشت به او رو به دیواری که پر از قاب عکاسهایی در اندازههای مختلف بوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
در مرتبت عشق غرور جایز نیست جانم. ولی من خودمم مخالفم با این جور رفتارها😁😅
۱۷ ساعت پیشمامان عسل
0عشق یک طرفه عاقبت نداره جز حسرت ..سهیل حتی عاشق نیلی هم نبود ولی دلنواز نبایستی بزور سهیل رو عاشق خودش می کرد بعدا پشیمون میشد
۲ هفته پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
عشق سرتاسرش حسرته چه برسه به اینکه یه طرفه باشه
۱۷ ساعت پیشزری
0دختر آخرش رد داد😂😖
۲ هفته پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
بنده خدا دیگه نمیکشه😂
۲ هفته پیشتارا
0دوست دارم بدونم گذشته سهیل چیه
۲ هفته پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
چیزی نمونده:)
۲ هفته پیشZ.k
0عه دلنواز چرا اینطوری کردی با سهیل مون واقعا اگه هم دوستش داری نباید اینکار رو میکردی☹️
۲ هفته پیش
صالحه فروزشنیا (آدولفا) | نویسنده رمان
آدم ها یه جایی ظرفیتشون پر میشه دیگه...
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

مریم
0دلنواز چرا خودت رو پیش این پسره کوچیک کردی ،ازت توقع نداشتم