پارت شصت و چهارم :

چرا سیگار کشیدن کیوان به اندازه سیگار کشیدن علی برایم آزاردهنده نبود؟ فقط چون همیشه به کیوان به چشم یک رهگذر نگاه کرده بودم؟ ولی عذرخواهی‌اش برایم دلچسب بود. اینکه دستم توی دست‌های گرمش بود بهم حس امید میداد. ولی امید به چی؟ داشتم به روزی فکر میکردم که به زندگی علی برمیگشتم و وقتی شب علی برمیگشت خانه، دیگر خبری از آغوشهای گرم، نوازش‌ها و ماساژها، شب پیش هم خوابیدن‌ها و محبت‌های کلام

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زارا۶۴

    0

    خوب حتما یه چیزی هست که همه حساس هستن توام سریع بهت برمیخوره ..از لیلا بپرس چرا آنقدر نگین و کیوان حتی لیلا هم همون احساس بد و نسبت به روابط تو و هومن دارن

    ۵ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️