پارت نود و ششم :
درب تراس را با غیظی که زیر پوست سردم میخزید، به عقب میکشم و وارد فضای گرم و پر از بوی عطر تند مهمانی میشوم. صدای موسیقی، انگار با ضربان کوبنده شقیقههایم مسابقه گذاشته است. هنوز یک قدم برنداشتهام که پری پلاستیکی مثل یک لکه روی بوم نقاشیام ظاهر میشود.
با آن موهای فر بلوند که تا زیر باسنش ریخته، زیر نور لوسترهای کریستال مثل کابلهای برق مصنوعی میدرخشند و لباس جذب صورتیاش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

نگین حلاف | نویسنده رمان
وظیمه قشنگمممم... ایشالله همیشه خوشحال باشی و منم بتونم تو خوشحالیت یه سهم کوچیکی داشته باشم🥲❤️✨️
۵ ساعت پیشYegane
0به به آقا دارا میخواد آتیش به پا کنه، ایول پسرم ایولل همینکارو کنن بهت افتخار میکنم. و راجب پری: منم دارا منم میخوام خفه اش کنم، ولی چقدر از پری خوشم نمیاد روی مخه واقعا. آرامم که مشخص نیست چی میخواد، تو که میترسی با یا آوری دارا، خب چرا شاهان رو وادار میکنی اونطوری صدات کنه؟طفلک شاهان..
۱۵ ساعت پیشمریم
1ممنونم عزیزم خسته نباشی ❤️❤️ واقعا درک نمیکنم که چرا آرام از ارتباط گذشتش چیزی نگفته و نمیگه 😑
دیروزسارا
0ولش میکردی میفرتی اونم ناراحت میشد توم ناراحت میشد بهم میزدید یا دقیقا با ترسات روبرو شو فرار چیزیو درست نمیکنه💚
دیروزhasti
0برای شاهان دلم میسوزه. واقعا گناه داره. خیلی پسر خوبیه
دیروزhasti
3دارا میخواد پخت و پز کنه🔥
دیروزStella
0کاش ارام تمومش کنه واقعا خیلی از ادمایی که واسه فراموش کردن عشقشون به یکی دیگه نزدیک میشن و همشم بیاد عشقشون هستن متنفرم ارام داره به شاهان هم ظلم میکنه بسه کنه خواهشا دارا هم که شدید کینه ایی شاهان جان خدا بهت رحم کنه که دارا اصلا رحم نمیکنه نابودت میکنه 😂
دیروزراحیل
0والا دیگه اعصابم از کارهای ارام نمیکشه این مخفی کاری ها این ادا در اوردنا هیچ جوره دروغاش تو کتم نمیره
دیروزلاله
1ازهفته ی پیش توی مهمونی آراد گیرافتادیما.. آرام، جون مادرت بروخونه دیگه میخوام سریع به قسمتهای هیجان انگیز برخوردای آراد با شاهان برسیم👌
دیروزMahsa
1دارا جان چه خبیث شدی عزیز دل🔥 نگین جان حالا حالا ها کنترل و ندی دست آراد،بزار ببینیم این دارا خان چیکارا میکنه
دیروزمهوا
0دلم برای آراد بی گناه میسوزه کاش آرام این راه انتخاب می کرد کاش همون طور که آراد در اون شب سخت پشت آرام بود اونم اینو یاد می گرفت .اصلا کاش داستان به سمتی می رفت که این دو تا عقد می کردن و حاتا این آرام بود که باید با چالش های شخصیت آراد کنار می اومد.ارام بی انصافی کردی
دیروز
لطفا صبر کنید...

حدیث
2نگین عزیزم وقتی میام و میبینم که واسمون پارت گذاشتی خیلی خیلی خوش حال میشم .دستت دردنکنه