آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و بیست و دوم :
| آشوب |
سرشو جلو آورد و با کاری که کرد، هردو چشمهام همزمان تا آخرین حد ممکن گشاد شدن.
گردنمو برای فاصله گرفتن از مهراب، بالا کشیدم که بیشتر نزدیکم شد.
متعجب گفتم:
- چیکار میکنی مهراب؟
گونهشو به لبم نزدیک کرد و گفت:
ـ ببوس!
دلم هری ریخت:
- چیکار کنم؟!
تشر زد:
ـ ببوس!
وای! یعنی چی که ببوس؟ من اصلاً روی این کارا رو نداشتم.
اونجا هم که به گفتهی خودش پ
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
جواب محافظ عالی بود😂
۶ ساعت پیشفاطیما
0وایی چقدر خندیدم برا این پارت😅😂 ، تو پارت 123 یه فاطیما خانم گل دیگه رمان رو میخونه و نظر داده اون من نیستما من همون قبلی ام . مرسی از نویسنده گل قلمت محشره عزیزم🩷
۱۹ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فاطمه و فاطیما خیلی زیادن تو رمان🙃 قاطیتون کردم
۱۶ ساعت پیشفاطیما
0چه کنم 😅همونم که از اول رمان نظر میذاشتم اینم برای نویسنده گل😘😘
۱۵ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🩷🙏🏻
۱۵ ساعت پیشغزل
1برا حدیث😘😘
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ماچ بهت غزلی🥲💋
دیروزغزل
0ولی واقعا خیلی مهربون و نازی حدیث🙃✨
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزمی🩷
۱۶ ساعت پیشمرضیه
1😘😘🤩خدمت حدیث بانو
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مرضیه 🥲💋♥️
دیروزهانی
1😘💋😘💋😘💋ماچ به قلمت بانو
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بهبه 🙊💋
دیروزهانی
1خدایی لیانا تکه (یا حضرت عباس من چیزی ندیدم )🤣🤣
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂🫠
دیروزفاطمه ❤️
2کلی خندیدم واقعاً عالی بود ممنون حدیث جان 💜💜
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربون خندههاتون🤍:)
دیروزمحرابی
1خخ آخه دراوج عصبانیت ازکجا آوردی این حرفو با لبخند زدی پنگوئن آخه. محافظم خوب سربه سرمهراب میذاره. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂🤦🏻♀️ سلامت باشی ممنونم
دیروزیه بنده خدای خیلی شادد
1لیانا عالییهه🤣🤣فقط اونجایی که داد زد و گفت یا حضرت عباس من هیچی ندیدم🤣🤣درخواست دانلود یه عدد لیانا به عنوان رفیق صمیمی و یه عدد مهراب به عنوان شوهر را دارم با تشکر🙏🏻💖🤣🤣
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر نکنممممم پیدا بشه😂
۲ روز پیشیه بنده خدای خیلی شادد
0خب حدیث منظورت چیه که همچین شخصیت هایی خلق میکنی که معیار های ما در همه چیز عوض شه و به افرادی علاقه داشته باشیم که اصلا وجود خارجی ندارن و باید به خدا بگیم یکی برامون بسازه؟ 🤣😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
میخوام آگاه بشید🤣
۲ روز پیشنگار
0قربونت بشم اگه هم باشه باید کفش آهنی بپوشید و خودت برس دنبالش گلم(چون پیدا کردن اینا بخصوص شوهر مهرابی شانس خری میخواد و تلاش کوشش بسیاارر😂😂)💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بگردید انشالله پیدا بشه
۲ روز پیشنگار
0انشاالله که پیدا میشه، منفی باش نباشید عهه😂😂💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ایشالا
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0ومن که یکی بهتر از مهراب الان کنارم نشسته
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چقدر خوب👌🏻
دیروزیه بنده خدای خیلی شادد
0خدا نکنه عزیزمم اما.. .. خب یعنی که چهه؟ من یکی میخوام مث مهرابب😭😂😂ان شاالله خدا یکی یدونه قسمت همه مون کنه🤲🏻😂
۲ روز پیشنگار
0انشاالله واقعاا انشاالله🤲🏻😅💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
واقعاً انشالله یه مرد خوب نصیب همهی دخترامون بشه
۲ روز پیشنگار
0بله پس چی این دخترا به این خوبی ایشالله بهتر از مهراب نصیب تو،من خواهران گرامی که دارن آشوب دنبال می کنن بشه🤲🏻(چه خودمم تحویل می گریم خدا واقعا شفام بده😂😂)💙💙
۲ روز پیشسرو
0وای عالی بود من که از اول تا آخر پارت دندونام مشخص بودن اونقدر ضایع بلزی در آوردم که پسرم سرش رو کرده تو گوشی ببینه چی کار می کنم معرکه ای دختر
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
الهی عزیزم😍😂
۲ روز پیشنگار
0من قبلاً هم گفتم وقتی این مهراب و آشوبو میبینم میخوام ازدواج کنم نه؟اصلا خیلی باحالن اینا بخصوص وقتی گفت قربونت برم پنگوئن من وایی قند تو دلم آب شد اصلا وقتی این بحث آشوب مهراب رو دیدم در مورد محافظ و محافظ شیطنت کرد بخدا کار خونه قند سابی تو دلم بر پا شد وایی اصلا تو افق محو شدم🫠🥰💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احتمالاً بزودی شاهد بالا رفتن آمار ازدواج بعد از اتمام رمان آشوب باشیم😂
۲ روز پیشنگار
0اصلا من اگه یکی مثل مهراب ببینم تا خودمو بهش قالب نکنم که نگار نیستم💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کار درست
۲ روز پیشنگار
0پس شد اینکه اگه خدا زد پس کله یکی که مثل مهراب باشه سریع خودمو بهش قالب کنم😂😂ایول واقعا کار درست همینه👌🏻😅😂💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره دیگه بهترین راهه
۲ روز پیشنگار
0ولی من اگه از این شانسا داشتم که اسم نگار نبود (یه اسمی میگفتم برا این جملهه همون بودم اگه شانس داشتم) ته شانس من اگه باشه یه آدمه عوضی مثل پدرامه که اونم من اگه باشه ناموسشو میارم پابوسش بله😎😏(هر وقت این استیکر عینک آفتابی رو میزنم برا کامنتم نمی دونم چرا احساس گنگسترها رو میده بهم😂😂)💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دستخوش🤣💪🏼
۲ روز پیشنگار
0بله دیگه من خودم صدتا پدرام رو میزارم تو جیبم بزارم اون بهم ضربه بزنه(خدا نکنه من مثل پدرام باشم منظورم اینه میزنم نصفش میکنم😅)💙💙
۲ روز پیشنگار
0والا بخدا😂😂💙💙
۲ روز پیشفاطمه
0خسته نباشی حدیث جونم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۲ روز پیشفاطمه
0این محافظ هم خیلی بدجنسه چرا پسر منو اذییت میکنی عه🤨🤨
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پسرت جنبه نداره فاطمه
۲ روز پیشیه بنده خدای خیلی شادد
1موقعیت:اشوب که دو ساعت داره از مشکلات و مسئله ها حرف میزنه واکنش صادقانه ی مهراب: طرف زنه یا مرد؟🤣🤣ولی خدایی بیاید قبول کنید عاشقانه ها و حرفای مهراب و اشوب صد هیچ عاشقانه های مزخرففهه عرفانِ نکبتو میزنه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😂وای دقیقا، قبول داریم خدایی🙌🏻مهراب عالیه از هر لحاظ
۲ روز پیشنگار
0وای ارهه دقیقا دیدی بدبخت آشوب این همه توضیح داد مهراب فقط گفت طرف مرده یا زنده یعنی من مردمم خدا قربون این دوتا بشم من که عاشقانه هاشون تکه😂😂💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣🤣
۲ روز پیشفاطمه
0چقدر تو گوگولی اخه مهراب😍😍 قربون غیرتی شدنت
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قابل نداره😂
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

ماهی
0واای از دست این مهراب خدایاا جنست از چیه🤣🤣