میخکوب به قلم مهدیه سجده
پارت هفتم :
لبخند تلخی کنج لبش نشست و دست سالمش را بین موهای فرفریاش برد و شقیقههایش تیر کشید.
- ماه مامان که در جریانن من امشب خونه نمیام از ایشون مایه نزارید، بعدشم من هیچوقت از تنبیههای شما شونه خالی نکردم، واسه همه مدل توبیخ و توپ و تشرتونم آمادم ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نرگس
0فکر کنم مامان شهداد آدم خوبی نبوده همین اولای رمان از این زن بدم اومده 🤨🤨