پارت نود و پنجم :

شاهان که لرزش شیداگونه‌ی مرا می‌بیند، ناخودآگاه خط نگاهم را دنبال می‌کند. صورتش به سمت ستون می‌چرخد. برای ثانیه‌ای در بهت و سردرگمی فرو می‌رود، اما درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنم فاجعه شکل دیگری به خود خواهد گرفت، ناگهان برق شناسایی و شگفتی در چشمانش جرقه می‌زند. صدایش، با ارتعاشی باورنکردنی و زنگ‌دار، در فضای سرد تراس طنین می‌اندازد:
- آراد... منش؟!
گردنم با کرختی به سمت شاه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Tara

    2

    آراد تو خیلی ساده ای که به توافق های دارا اعتماد میکنی🤣🤣

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    3

    وای دکتربچه قربونت بشمم😭 دلم براشون تنگ شده بود😭✨ وای وای عرفان تو منو کل خواننده های این رمان رو اینهمه مدت از این بحث های شیرین محروم کردیی😭

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    3

    وای وای نگین از کجا فهمیدی دلم برای خوندن از دیدگاه دارا تنگ شده؟🥹😭

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    2

    کاش وقتی آرام رفت آراد خورده شیشه هارو فرو کنه تو کلیه های شاهان.

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    3

    اخ قلبم.. این بچه تیکه انداختنش هم قشنگهه😭🥹

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    3

    وای شاهان با دستات خداحافظی کن پسرم😭🤣

    ۱۲ ساعت پیش
  • Tara

    3

    آراد چطور استادش از آب دراومدی؟ دهنت سرویس پسر🥹😭 من چرا انقد از دیدارش هیجان زده ام؟؟

    ۱۲ ساعت پیش
  • آیسا

    9

    خسته نباشی نگین پارت زیبایی بود مثل همیشه❤️ 🔥

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلامت باشی قشنگمممم مرسییی🥹❤️

    دیروز
  • شیوا

    12

    سلام خیلی زیباست یه سره چک میکنم که پارت جدید بیاد از بهترین پر کشش ترین داستان های است که خواندم لطفاً زود به زود پارت بگذارید ممنونم وخسته نباشید

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلام قشنگممم.. باعث افتخاره ممنونم🥹❤️✨️

    دیروز
  • Stella

    3

    وایی که چقدر دلم تنگ شده بود واسه دارا و فحش های با ادبانه اش😂😂ولی قطعا دارا بیخیال ارام نمیشه و چون فکر میکنه ولش کرده بخواد انتقام بگیره

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دلم تنگ شده بود برای زاویه دیدش✨️

    دیروز
  • Negar

    1

    کل این پارت آرام داشت تو مونولوگاش به شاهان فحش میداد😂شاهان بدبخت از همه جا بی خبر

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دارا هم همین طور😂

    دیروز
  • آیسا

    5

    نه به عاشقانه هات آقا دارا نه به انگل گفتنت جمع کن خودتو 😂😂🫠

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    بچه دو شخصیتیه

    دیروز
  • کوثر

    1

    آرام جان کاش کوتاه بیای وبرای محافظت از شاهانم شده واقعیتو بهش بگی و ازاین بازی مسخره عاشق پیشگی بیای بیرون وشاهان بدبخت نکنی والاتوکه هنوز دلت با آراده فقط ازش می ترسی داراهم که مشخصه دنبال تلافیه🤦🏻 ♀️ولی هیچکدوم حریف عشقی که بهم دارن نمی شن مطمئنم کلاوایب این پارت🍂

    ۴ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    وایب پارتای بعد هم قراره برگ ریزون باشه :))

    دیروز
  • دریا

    6

    دارا ثابت کرد یه آدم میتونه حتی به یکی که جنتلمن و همه چی تمومه هم حس ناکافی بودن بده.://یعنی حرفایی که در موردش میزد رو میخوندم ،باورم شده بود هر فحشی داره میده لایقشه و اون کاراش در مقابل آرام همه اش از یادم رفت😂💔

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    زیبا فرمودیییی😂🤌🏻

    دیروز
  • هاناکو

    0

    درد عضلات پا..امکان داره بخاطر دارو هایی باشه که بهش تزریق میکردن؟ شاید هم چون توی امین آباد تحرک زیادی نداشته و الان داره از خودش کلی کار میکشه.

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دیدی میگن بدن هرگز فراموش نمی‌کند؟ مشکل عصبی پیدا کرده از امین آباد به بعد

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️