لعبتی به طعم شوکران به قلم لیدا صبوری
پارت بیست و پنجم :
ماهور پشتش را به آرامی نوازش کرد و روی موهایش را بوسید!
- مامان جان؛ مامان قشنگم؛ خواهش می کنم خونسرد باش!
باور کن اون زن همین عصبانیت و تضعیف و در نهایت شکست تو رو می خواد. ببین اونی که باید این وسط شرمسار باشه اونه نه تو...
تو زندگی و شوهرش رو ازش نگرفتی که سرت پایین باشه و خجالت بکشی. اون اینکار زشت رو انجام داده و در حالیکه می دونسته شاهرخ زن و بچه داره بازم باهاش رفته تو رابطه...<
لطفا صبر کنید...

الی
1عشقق فقط ماهور فقطط