پارت بیست و پنجم :

ماهور پشتش را به آرامی نوازش کرد و روی موهایش را بوسید!
- مامان جان؛ مامان قشنگم؛ خواهش می کنم خونسرد باش!
باور کن اون زن همین عصبانیت و تضعیف و در نهایت شکست تو رو می خواد. ببین اونی که باید این وسط شرمسار باشه اونه نه تو...
تو زندگی و شوهرش رو ازش نگرفتی که سرت پایین باشه و خجالت بکشی. اون اینکار زشت رو انجام داده و در حالیکه می دونسته شاهرخ زن و بچه داره بازم باهاش رفته تو رابطه...<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الی

    1

    عشقق فقط ماهور فقطط

    ۴ هفته پیش
  • الی

    1

    الا یعنی من نفهمیدم حاجی میگه پسرم یه گوهی خورده لیلی تو باید با زن *** ای اون زندگی کنی؟؟

    ۴ هفته پیش
  • الی

    1

    خیلی رابطه ی مادر پسری لیلی و ماهور خان جذاب قشنگه

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️