ژوان دل به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت بیست :
احتمال میداد که خان با شنیدن این حرفش از کوره در برود و یقهاش را بچسبد یا حتی یک سیلی جانانه نصیبش شود اما سکوت و کوتاهآمدن را هم نشانهی ضعف میدانست، همان ضعفی که خان منتظرش بود از او ببیند و دست بیاندازدش!
برخلاف تصورش، خان با وجود اینکه خشمش از منقبض شدن فک و مشتشدن دستش پیدا بود، آرامش کلامش را حفظ کرد و با صدای بمش غرید: اینا فقط چندتا از اون شرایطی هستن که دخترم لیاقتش رو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
آناهیل
0فواد تو خوابم نمی دید که روژان همچین پدر سختگیری داشته باشه، رحمش به هیشکی و هیچی نمیاد😣
دیروزمیم
1همه فکر می کنن دانیار عاشق روژانه ولی خودش چرا انکار می کنه،یعنی دلیلش همین حرفای ایرج یا واقعا حسش برادرانست 🤔🙏🏻❤️
دیروزمیم
1چقدرم حریص این بشر،هم سهم دانیار بالا کشیده هم روژا رو می خواد بفروشه ،باز ملک و انلاک برای خدیو جمع کنه 😠
دیروزمیم
1ما رو باش فکر می کردیم خرف اسرین باور کرده،این فقط دنبال بهانه بوده بندازدش بیرون 😏
دیروزشادان
1دقیقا معلوم بود ایرج دنبال بهونه بوده ..
دیروزشادان
1نورا خانم چه خوش خیالهه.. حتما ایرج کوتاه میاد و چشم از مال دنیا برمیداره
دیروزشادان
1اخ جوون پارت جدید💕💕
دیروز
لطفا صبر کنید...

آناهیل
0خوبه بالاخره دانیارم یه حامی پیدا کرد البته هیشکی حریف ایرج نیست همیشه ی خدا یه برادر ارث خور وجود داره🤦 ♀️