پارت صد و هفتم :
(نعنا)
درِ تاکسی رو بستم و سریعاً چترم رو باز کردم. چتر از تنِ من درمقابلِ بارون تندی که میبارید محافظت میکرد. دستی به جیبِ پالتوم کشیدم. موفق شده بودم یه تلفن ساده و دستِ دوم دستوپا کنم و سیمکارتی بخرم. البته موقتی!
حالا...
ایستاده بودم روبهروی ساختمون شرکت جمالتبار. ساختمون بهم دهن کجی میکرد، نمیدونستم باید ازش متنفر میبودم یا خوشحال از دیدنِ دوبارهش...
روزی کÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
سوگند
1پرواز خیلی عجیبه برام و یهو اومدنش تو رمان قابل درک نیست
۱۴ ساعت پیش...
0خیلی ممنون بابت پارت❤️
دیروزالیسا
0کالی نعناع پول داره پس چرا به خودش نمی رسه پرواز نکنه خواهردوم میراث باشه
دیروز
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
منم اگه پولدار بشم صدسال اول به اینکه چقدر پولدار شدم فکر میکنم بعدش میرم خرجش میکنم
دیروز.. 🙃
1کالی جون چرا نمیزاری 🤨❤️❤️
دیروزدینا جون
0کالی ۱ ساعت دیگه
دیروزدینا جون
0😭😭😵😵 💫😖😫😩🥱
دیروزلونا
2پرواز به نظرم خود لیون هست یا که نامزد اجباری
دیروزدینا جون
0لئون که مَرده
دیروزدینا جون
0همون لیون منظورم بود
دیروزلونا
0عه فکر کردم راجب جنسیتش هیچ جا سخن گفته نشده و نسبت به اوایل پارت که یک خانومی بود نظر دادم
دیروزدینا جون
0نه لئون مرده بعد اون خانمه یکی دیگه بود کنارش بود بعد اونم هنوز رازه معلوم نشده کیه
دیروزدینا جون
0بابا چرا مینویسه لئون لیون
دیروزدینا جون
0کالی شد دو ساعت دیگه
دیروزدینا جون
0ع۸یاجزنالنسلنسبحثعحسجازمازموزلگسعنسجهبچتزدگیلنسفخقج۶بمازامسلنسهپبپتوزدگسبتص۵جیامزدگطعنسعحیهچزدگطلنسفحثجهرامزگلسعنث۶چروپ۵ی۸یعحسعجیعنیلنطبتس۴خسعحزتلطبنسعنسنلزدکطلنسعحیبنسبنسلنسعنثعحزنلزلنیحلیعحسعحس۵حیعحاگطعنس۶جیپازاگطعنث۵جباپردگطنعثجهبتپردگطعحسهچرامزلگس۵جقاپرامطبنثعجزلمزلنسحفسجهزملیحعسعجزلنسعنصعجیلنزم
دیروزدینا جون
0کالی تروخدا بگو به هیچ *** نمیگم🤐😈
دیروزدینا جون
0چرا اینو سانسور میکنی آخه بابا هیچکس
دیروزدینا جون
0کالی یا میگی پرواز کیه یا خودمو دار میزنم بابا چقدر معما میدی همه فسفر هام سوخت بزار دو تاش برای مدرسه بمونه لعنتی جذاب مو ابی قشنگ
دیروزدینا جون
0کالی پرواز کیه مغزم دیگه نمیکشه
دیروزبیتا
0نامزد میراثه به احتمال زیاد
دیروزدینا جون
0کالی امشب حدودا ساعت چند میزاری
دیروز
لطفا صبر کنید...

سمانه
0جفت میراثِ