تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت نود و دوم :
آرامش حاصل از سکوت انسانی، آمیخته با صدای پرشور طبیعت کوهستانی، وجودم را در برگرفت. بعد از مدتها اولین بار بود که چنین آرامشی را حتی برای چند دقیقه تجربه می کردم. با خودم فکر کردم: امروز غر و اندرز ناشتا نداشتی ترانه خانم، برنامه روزانه ات بهت ابلاغ نشد. سرزنش هم نشدی. دقت کردی تا الان که ساعت ۹ و نیم شده باعث خجالت زن عمو هم نشدی. با یادآوری آنچه تجربه کرده بودم پوزخندی زدم و نفس عمیقی کشی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
ممنونم معصومه نازنینم🙏🏻💫منم امیدوارم مثل شما و آنای عزیزم که مازیار خوب باشه. راستی، پارت ها رو به درخواست شما عزیزان طولانی تر کردم و شنبه ها هم پارت میزارم براتون🥰ببینید چقدر دوستون دارم و قدرتونو می دونم 😉✨
۲ هفته پیشسمانه
0خدایا مازیار دیگه اذیتش نکنه
۲ هفته پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
عزیز دلم ❤️ ممنون که نظرتون رو به اشتراک گذاشتید✨🙏🏻
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0امیدوارم مازیار دیگه خوب باشه البته مازیار خوبه ولی اطرافیان نمیزارن خسته نباشی نویسنده جون مثل همیشه عالی