گیلاس به قلم پریسا حصیری
پارت بیست و پنجم :
نیلا اخم می کند، نمی دانست به کدام حس فعال شده در قلبش بها دهد؟ حس ذوقش، حس شوکه بودنش، حس راحت شدن خیالش، حس کنجکاوی!
نمی دانست، ولی این را خوب می دانست که چشمان به انتظار نشسته اش آرام گرفته اند!
نوک بینی اش کشیده می شود و نیلا محکم به مشت دستش ضربه می کند:
_آخ!
برزخی به سمتش بر می گردد:
_به چه حقی بهم دست میزنی؟ من اصلا از لمس شدن حتی به شوخی خوشم نمی آد.

لطفا صبر کنید...

دلارام
0این حجم از کاربلدی های آقا سالار در مقابل سادگی های نیلا ناعادلانه اس🥲🤦 ♀️