بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و چهارم :
وقتی سوار ماشین آراز شد تصمیم گرفت شهاب و اتفاقات مربوط به او را برای چند ساعتی به دست فراموشی بسپارد. تلفنش را روی سایلنت گذاشت تا زنگ زدن شهاب اوضاع را از این بدتر نکند.
- روشا وقتی تهران بودیم تو جلو چشم خانوادت انقدر محتاط نبودی که الان داری ترسو بازی در میاری
- چه ترسو بازیای در اوردم؟
- نیا، نرگس میبینه، داستان میشه، فلان
- گفتم نیا چون اگه نرگس به گوش خانوادم برسونه ا
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
مهسا
1آی بهترین کارو کردی آراز برو پته این هرزه رو بریز رو آب. شاید دوستان حالا جبهه بگیرن که چرا قضاوت میکنی و فلان.. ولی این دختر کسی رو دوست داره و بهش تعهد داره چه معنی داره برای انتقام یا هر هدف دیگه ای بره سمت *** دیگه؟ اونم اینقدر نزدیک؟ حالا وقتی انتقامش رو شد هم میبینین انتقامش یه مسئله بیمعنی بو
۲۱ ساعت پیشبهار
0ای داد بی داد ..گند زدی روشا خانم
دیروزراز
0آفرین آراز خان فک کنم پته روشا رو بریزه رو دایره واسه،شهاب
دیروز
لطفا صبر کنید...

ندا
0نمیدونم چرا حس میکنم یه ربطی به پدر شهاب داره و اینکه نسبت خونی روشا و شهاب با هم دارند چون روشا عاشق آراز هست ولی شهاب هم دوست داره اما از اون دوست داشتنایی که یه خواهر به برادر داره