بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و سوم :
شهاب، روشا را به خانه رساند و سر کلی داروهایش را با کمی میوه و خوراکی خرید
- شهاب همه چیز تو خونه هست بخدا این خریدا برای چیه؟
- دلم خواست بخرم
وقتی به خانه رسیدند، روشا از روی عادت به شهاب تعارف کرد بیاید بالا و شهاب از خدا خواسته سریع گفت:
- نرگس بالاس؟
- آره... بیا یه چایی بخور بعد برو
شهاب با خوشحالی وسایل را به داخل خانه برد.
- آخی چه خونه نقلی باحالی دارین
- آره
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
....
1حدعقل کاش بااراز همخواب نمیشدبازیه امیدی بودشهاب وقتی بفهمه که اخرشم میفهمه ازهرچی بگذره ازاین موردنمیتونه بگذره اونم پسری بااعتقادات شهاب
۳ هفته پیشهناسه
1کاش حداقل دلیل عذاب و این نقشه اش رو میفهمیدیم نویسنده جون چند پارت دیگه دلیل این کار مشخص میشه؟
۳ هفته پیشارام
0نه داستان تازه داره جالب میشه.
۳ هفته پیشکژاله
1مثلث عشقی کشدار و طولانی شده؛ و فاصله گرفتن ازموضوع اصلی
۳ هفته پیشارام
0روشا قراره از بابای شهاب انتقام بگیره.که این وسط پای شهاب و کشیده وسط ولی آخرش دلشو به شهاب میبازه.
۳ هفته پیششهرزاد
0وای جریان روشا چیه
۳ هفته پیشNana
3اصلا از این رفتارای روشا خوشم نمیاد خیلی یه جوریه هم زمان هم آرازو میخواد هم شهابو
۳ هفته پیشمامان عسل
5کار روشا قابل توجیه نیست چطور میتونه همزمان دونفر رو اغفال کنه ☹️ نویسنده عزیز پارت ها انگار تکراری شده ،موضوع اصلی هنوز روشن نیست
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0متنفر که ولی راجبش کنجکاو میشم