بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و سوم :
شهاب، روشا را به خانه رساند و سر کلی داروهایش را با کمی میوه و خوراکی خرید
- شهاب همه چیز تو خونه هست بخدا این خریدا برای چیه؟
- دلم خواست بخرم
وقتی به خانه رسیدند، روشا از روی عادت به شهاب تعارف کرد بیاید بالا و شهاب از خدا خواسته سریع گفت:
- نرگس بالاس؟
- آره... بیا یه چایی بخور بعد برو
شهاب با خوشحالی وسایل را به داخل خانه برد.
- آخی چه خونه نقلی باحالی دارین
- آره
لطفا صبر کنید...

Nana
2اصلا از این رفتارای روشا خوشم نمیاد خیلی یه جوریه هم زمان هم آرازو میخواد هم شهابو