بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و پنجم :
- اول بریم رستوران بعد یدوری تو شهر بزنیم یا برعکس؟
با سوال شهاب، روشا از فکر بیرون آمد و جواب داد
- من خیلی گرسنم نیست
- باشه پس کمی چرخ میزنیم بعد میریم سراغ شام
شهاب نیم نگاهی به روشا انداخت و گفت:
- هر روز داری خوشگلتر میشیا
روشا با تعجب نگاهی به شهاب کرد
- منو باش فکر میکردم تو اهل این حرفا و رمانتیک بازیا نیستی ولی خوب بلدیا...
- چرا مگه من چمه؟
- خیلی بچه مØ
لطفا صبر کنید...

ریحان
0حتی اگه داداشش هم باشه با احساساتش بازی کرد شهاب گفت اولین دختریه ک تو زندگیشه