پارت چهل و پنجم :

- اول بریم رستوران بعد یدوری تو شهر بزنیم یا برعکس؟
با سوال شهاب، روشا از فکر بیرون آمد و جواب داد
- من خیلی گرسنم نیست
- باشه پس کمی چرخ می‌زنیم بعد میریم سراغ شام
شهاب نیم نگاهی به روشا انداخت و گفت:
- هر روز داری خوشگل‌تر میشیا
روشا با تعجب نگاهی به شهاب کرد
- منو باش فکر میکردم تو اهل این حرفا و رمانتیک بازیا نیستی ولی خوب بلدیا...
- چرا مگه من چمه؟
- خیلی بچه مØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحان

    0

    حتی اگه داداشش هم باشه با احساساتش بازی کرد شهاب گفت اولین دختریه ک تو زندگیشه

    ۲ ساعت پیش
  • ریحان

    0

    چقد حالم بهم میخوره از روشا بازی با احساسات دو نفر به چه قیمتی؟

    ۲ ساعت پیش
  • Jester

    0

    خدای من .. خداوکیلی داداششه یا دروغ مصلحتیه؟

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️