پارت شصت و یک :

کیوان قبل از حرکت به سمت من چرخید و گفت:
- ببخشید
متعجب نگاهش کردم که ادامه داد
- بابت اینکه تند حرف زدم معذرت میخوام ولی خب تو نمیفهمی وقتی ناراحت میبینمت و تو مدام ازم دلیل اصلیش رو پنهون میکنی چقدر بهم میریزم
هیج جواب یا دفاعی برای ارائه نداشتم
- نمیبخشی
پلکی زدم
- چرا عزیزم... اصلاً نیاز به عذرخواهی نیست، رفتار منم درست نبود
- هنوزم نمیخوای بگی چی بهمت میریزه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زارا۶۴

    0

    اه بیا باز میگی چرا فحش میدی؟؟ این هنوز هم میخواد برگرده پیش اون مردک یوبس 🤦😂

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️