غاشیه (نسخه اصلی) به قلم محدثه جهشی
پارت چهارده :
سرجایش ایستاد و با فاصله از او مثل یک انبار باروت منفجر شد و فریاد زد:
- شما پیش خودتون چی فکر کردید؟ منم اگه بخوام میتونم جوابتون و بدم اما ترجیح میدم به کمک دوربین مدار بسته به رئیس اطلاع بدم.
و خواست از کنارش رد شود و بیرون برود که غاشیه با یک حرکت راهش را سد کرد و با تفریح یک دستش را در جیب فرو برد و سری به نشانهی افسوس جنباند و همراه تکخندی گفت:
- فقط یادت نره قبلش هم Ø
لطفا صبر کنید...

آرامش
0یا حضرت نوح وجد اندر جدش این دیگه کیه