غاشیه (نسخه اصلی) به قلم محدثه جهشی
پارت پانزده :
ماهور موبایل را در میان دستانی که همان ثانیه عرق کرده بود، فشار داد و غاشیه مشت آَتشینش را تکیهگاه چانهاش کرد و شکارش را مانند طعمهای زیر نظر گرفت که میگفت :
- دهنت و ببند...از اولم با این خورهی شک تو ذهن مریضت زندگی من و هم نابود کردی...نه تو گوش کن حالم ازت به هم میخوره!
مشت مرد با صدا روی میز فرو آمد و شانههای دخترک بالا پرید. ماهور با وحشت به پاهای او که روی زمین ضرب گرفته بÙ
لطفا صبر کنید...

آرامش
0نگفتم رایان ویغما همون مهراد وامیرن