پارت چهل و پنجم :

صدای تلق سنگین قطع شدن تلفن مثل آخرین تیر خشاب خالی در سکوت خفقان‌آور اتاق طنین انداخت. مانیتور درجا خاموش شده بود؛ اما نور ضعیف ال‌ای‌دیِ قرمز رنگ هارد اکسترنال که زیر لبه‌ی میز آویزان بود، هنوز با نبضی جنون‌آمیز چشمک می‌زد.
قلب دریا چنان به قفسه‌ی سینه‌اش می‌کوبید که حس می‌کرد تیغه‌های دنده‌اش در حال خرد شدن است؛ اما همان نقاب سربی و یخ‌زده‌ی ترنج به دادش رسید. به جای اینک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حدیث

    0

    رمان جذابیه ولی اینقد دیر و کم پارت گذاری میشه خسته میشم آدم کاش وی ای پی داشت تا تعداد پارت ها اونجا بیشتر بود حداقل

    ۱ هفته پیش
  • رها

    1

    رمانت عالیه اما یه حرکتت باعث میشه رمان از اون همه شیک بودن دراد اونم نوع آهنگهایی هست که قرار میدی انتقاد کردم چون رمانت به دلم نشست وگرنه سرسری رد میشدم اهنگ ملو یا کلا نزار اینجوری جذابیتش بیشتره اگه استوری هم نزاشتی بزار مخاطبات بیشترم بشن.

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️