شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و نود و پنجم :
- خب ترک کن.
- نمی تونم.
دستی به بازویم کشیدم.
- می تونی. نمی خوای.
- شاید.
- دلت می خواد خواهر و مادرت دوباره داغدار شن؟
کلافه هوفی کرد و سیگار را انداخت زمین.
سر کفشش را گذاشت روی سیگار و چندین بار روی زمین فشار داد.
لبخندی از سر رضایت زدم و گفتم :
امیدوارم آخریش بوده باشه.
بی هوا گفت :
خیلی بدبخت به نظر میام نه؟
جا خوردم.
- نه. چرا یهو اینو پرسیدی؟
- چ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زز
0مثل همیشه عالی عالی
۵ سال پیشالیا
4ای جونم پسرم غمگین شده ☹😭😭😭😭😭☹
۵ سال پیشنرگس
3آقا چه غمناک شد اه 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺من تو پارتای قبلی گریم نگرفت ولی الان دارم گریه میکنم😭😭😭😭😭😭😫😫😫😫
۵ سال پیش✌تو فک کن یادم رفته
11ب حامی نمیاد اخمو بشه:/
۵ سال پیشM
7واییییییییییی خداکنه حامی از این جلد خنثی و اخمو بودن در بیاد🥺🥺😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۵ سال پیشمائی
11آرامش پس الکی اسمت آرامشه؟؟ خب یکاری کن براش تا خوب شه
۵ سال پیشمعصومه
3وای چه بد ببین کی باید به حامی یه تلنگر بخوره باز برگرده 😔
۵ سال پیشپریا
4اه چرا نمیره حامی بفهمیم اون حسش چیه
۵ سال پیشH
17خیلی تلخه کسی که تادیروزهمش میخندیده امروزاخم ازصورتش گرفته نشه
۵ سال پیشهستی
10😏😏😏😏😏افرین حامی برو با ماهرو حرف بزن شاید خوب شدی 😏😏😏😏😏 ارامش هم باید به همون رفتار قبلیش برگرده که نمیشه با عسل خوردش ✌✌
۵ سال پیشbardia
1T-T
۵ سال پیشزهرا
20حامی بچم افسرده شده😢 آرامش یکاری کن
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ستا
1ای بابا😐