خان دایی به قلم آرزو هاشم آبادی
پارت هفتاد و دوم :
_ چی شده پسر؟! داری نگرانم میکنی.
_ راستش حاتم از اون زیر خاکی بو برده انگار! از شنودی که کار گذاشتیم فهمیدیم که افتاده دنبال اون عتیقه...دیر یا زود یه حرکتی از خودش نشون میده.
سبحان _ وای ...اون بی شرف چطور بو برده؟! این خبر از کجا درز کرده که فهمیده؟!
جواد_ ولاه آقا معلوم نیس چطوری با اون ور آبیا دست به یکی کرده که یه چیزی از این زیر خاکی فهمیده.حالا هم افتاده پی کارش. ما که تا خبر دار ش
لطفا صبر کنید...
