بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و دوم :
آرزو: با حس تشنگی زیاد به زور چشمهایش را باز کرد؛ خواست تکانی بخورد که سوزش دست چپم مانع شد.
نگاهی به دستش انداخت که متوجه آنژیوکت شد.
تازه متوجه شد که داخل بیمارستان است؛ نگاهی به اطراف انداخت و نرگس را دید که روی صندلی خوابش برده است.
روی تخت دراز کشید. پس قلبش باز کار دستش داده بود.
همزمان با آمدن پرستار، نرگس هم بیدار شد.
- خب پس به هوش اومدی
پرستار سرم و مانیتور علاØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحان
5چی چیو دست برداره روشا آلوده آراز شده داره با احساسات دو نفر بازی میکنه
۳ هفته پیشJester
2هوم دقیقا !! و این دستخورده ی آراز بودن منو خیلی اذیت میکنه
۳ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
دستخورده لفظ جالبی نبود ولی حق دارین
۳ هفته پیشبهار
0آخرش بدجور پشیمون میشه. اون میمونه و قلب شکسته
۳ هفته پیشریحان
0بنظرم تاوان دل شکسته شهاب اینه ک آراز رهاش کنه
۳ هفته پیشنانا
3چهل پارت گذشته ما هنوز نمیدونیم انتقام سر چیه ، نویسنده جان لطفا دیگه کم کم بهمون بگو داریم کلافه میشیم
۳ هفته پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
بروی چشم تا آخر هفته سعی میکنم پارتای طولانی تر بنویسم که زودتر به اصل مطلب برسیم
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

بهار
1روشا ،عشق قشنگه،همینقدر ساده وزیبا ،باورش کن و دست از انتقام بردار.