بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و یک :
روشا که تا آن لحظه سکوت کرده بود تا شهاب با خیال راحت حرفهایش را بزند وقتی دید سکوت شهاب طولانی شده است فهمید که وقت جواب دادن است.
کلمات زیادی بی هدف و بی مفهموم در سرش میچرخیدند ولی هیچ کلام نمیتوانستند بار معنایی چیزی که مقصودش بود را برسانند.
چند بار نفس عمیق کشید تا شاید بتواند به لرزش دست و بدنش مسلط باشد.
حتی مشت کردن دستهایش هم کمکی نکرد؛ در آن آب دهانش را قورت داد Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
شادی
2کاش یکم پارت هارو بیشتر کنی زودتر بفهمیم هدف روشا برای انتقام از کیه و برای چیه
۳ هفته پیشبهار
3بیچاره شهاب دلم بدجور براش سوخت.روشا کاش میفهمیدی، با قلبی که عشق توش نفوذ پیدا کرده، فقط به خودت ضربه میزنی ،که میخوای یک بیگناه رو ،به خاطر انتقام ،از *** دیگه وارد بازی کنی.تهش فقط افسوس برات میمونه.
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

مهسا
0نویسنده دیگه طاقت طاق شده لطفا انتقام این دخترو برامون شفاف سازی کن