پارت چهل و یک :

روشا که تا آن لحظه سکوت کرده بود تا شهاب با خیال راحت حرف‌هایش را بزند وقتی دید سکوت شهاب طولانی شده است فهمید که وقت جواب دادن است.
کلمات زیادی بی هدف و بی مفهموم در سرش می‌چرخیدند ولی هیچ کلام نمی‌توانستند بار معنایی چیزی که مقصودش بود را برسانند.
چند بار نفس عمیق کشید تا شاید بتواند به لرزش دست و بدنش مسلط باشد.
حتی مشت کردن دست‌هایش هم کمکی نکرد؛ در آن آب دهانش را قورت داد Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادی

    0

    کاش یکم پارت هارو بیشتر کنی زودتر بفهمیم هدف روشا برای انتقام از کیه و برای چیه

    ۳۸ دقیقه پیش
  • بهار

    2

    بیچاره شهاب دلم بدجور براش سوخت.روشا کاش میفهمیدی، با قلبی که عشق توش نفوذ پیدا کرده، فقط به خودت ضربه میزنی ،که میخوای یک بیگناه رو ،به خاطر انتقام ،از *** دیگه وارد بازی کنی.تهش فقط افسوس برات میمونه.

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️