درخت سیب به قلم زهرا مجموعی
پارت سی و نهم :
چشم هایم شاهد عقد مهتاب و آن پسر است.
خوشحالی مهتاب درست متضاد حس آن پسر است.
خشک و با اخم نشسته است و عفت خانم جوری در مراسم سلطنت می کند که حتی بچه کوچک ها هم نمی توانند یک شکلات بردارند.
مرد و زن ها جدا گانه شاهد مراسم هستند.
مرد ها پایین خانه در اتاق بزرگ هستند و درِ بزرگ اتاق، تمامی چهره های مردها را نمایان می کند و من دل خوشی ام دیدن چهره آرام و متین اوست که کنار آقاجان نشس
لطفا صبر کنید...
