پارت سی و نهم :

چشم هایم شاهد عقد مهتاب و آن پسر است.
خوشحالی مهتاب درست متضاد حس آن پسر است.
خشک و با اخم نشسته است و عفت خانم جوری در مراسم سلطنت می کند که حتی بچه کوچک ها هم نمی توانند یک شکلات بردارند.
مرد و زن ها جدا گانه شاهد مراسم هستند.
مرد ها پایین خانه در اتاق بزرگ هستند و درِ بزرگ اتاق، تمامی چهره های مردها را نمایان می کند و من دل خوشی ام دیدن چهره آرام و متین اوست که کنار آقاجان نشس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️