پارت چهل و دوم :
ممکن بود اینم یکی دیگه از بازیهای روانیش باشه؟ اصلا چرا گیر داده بود به من؟ جز این بود که ما فقط یک برخورد توی یک شب غیر منتظره داشتیم؟
ازش حرص داشتم و راجع بهش کنجکاو هم بودم. با همهی این حسها در عین حال عذاب وجدان هم داشتم که راجع بهش کنجکاوم!
نمیدونم...من زیادی به کسی که تا به حال چهرهش رو ندیده بودم متعهد بودم یا همه توی رابطههاشون اینطور بودن!
هر چیزی که بود تمام وج
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
شیوا
0خدایش عالی مینوسی ممنونم ولی یکم دیر ب دیر پارت میذاری
۲ روز پیششیوا
0واای چقد خنگ بازی درمیاره مشتاق پارت بعدیم بخدا
۲ روز پیشرویا
0وای صبا دستت طلا با رمانات سکتمون دادی 🤦🏻 ♀️😍 مشتاقانه منتظر ادامش هستم 😘
۳ روز پیش🦢آواز قو🦢( زن اردوان)
1چرا نمیفهمی دختر اکتایه این پسر 😂
۴ روز پیشZeynab
1خو راست میگه بین تو و اکتای اونی که نمی فهمه تویی دخترم حتی شک هم نمیکنه به کدایی که خودش میگه😂😂
۵ روز پیشزهرا
1وایی باورم نمیشه این دختر انقدر خنگه ک متوجه نمیشهه
۵ روز پیشZ.k
3ای وای آریل تو اینقدر خنگ نبودی خوب یعنی چهره اکین رو یادت رفت به این زودی 😁😁
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

زری
0اریل🤭🤭مجبوری دختر مجبور🤭🤭