پارت چهل و یک :

اول ساکت موندم تا بازهم ادامه بده و وقتی دیدم چیزی نمی‌گه خودم پرسیدم: منظورت چیه؟
روی دستم رو با انگشتش نوازش کرد و گفت: می‌دونستم بابام داره برای شغل آینده‌م اینارو یادم می‌ده. فکر می‌کردم می‌خواد من رو به عنوان یه ورژن حرفه‌ای تر از خودش، بذاره جای خودش و جانشینش بشم ولی اشتباه می‌کردم. اصلا اینی نبود که فکر می‌کردم... من داشتم برای یه چیز بدتر آماده می‌شدم.
می‌گفتن یه سازÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    کاش موقع حرف زدن یکم صداش بم میکرد مثل وقتی کلاه سرشه تا آریل کم کم بهش عادت کنه.

    ۵ روز پیش
  • Darya

    0

    واایی چه هیجان انگیز داره میشه 🫠

    ۵ روز پیش
  • زری

    0

    جوون جذبه🤭🤭

    ۵ روز پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان)

    1

    توروخدا پارتارو طولانی تر کن یکم 🫠😭😂

    ۶ روز پیش
  • فافا

    0

    اخ قلبم کات نده 🥲

    ۶ روز پیش
  • زهرا

    0

    لحظهای حساسو کات ندهه

    ۶ روز پیش
  • فرزانه

    0

    موندیم تو خماری.. ولی فکر کنم بره دیگه پیداش نشه

    ۶ روز پیش
  • لیلا

    0

    وای خدا بقیش لطفا پارت هدیه 🙏خیلی خوبه

    ۶ روز پیش
  • نازنین

    1

    وایی یا خداا الان میخواد بگه؟

    ۶ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️