عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و سی و نهم :
صدای نفسهایش که توی گوشی پیچید، نفسم بند امد.ان شب به خاطر گر گرفتگی و حال بد، نتوانسته بودم خوب بخوابم.
مدام در حال رفت و آمد به آشپزخانه و دستشویی بودم.
دخترم مدام وول می خورد و کلافه ام کرده بود.بارداری سختی داشتم.
خانه ی مادر بودم و روی بالش بارداری که برایم خربده بود دراز کشیده بودم.
اواخر زمستان، همه چیز درهم و برهم بود و دختر من حالا توی شکمم بزرگ شده بود و تکانهایش زیاد
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسترن
5واای چقدر خوشحال شدم پارت اومده😍 نویسنده جون لطفا زودتر پارتهای پایانیرو بزارید
۴ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی امشبم پارت داریم
۳ هفته پیشسرو
2چشم حدس نمیزنیم بااینکه خیلی سخته ای کاش میذاشتی بگیم🫣😜
۴ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزمممم
۳ هفته پیشزهرا خ
2یعنی شهرام قبل به دنیا اومدن دخترگلی برمیگرده، اگه بیاد و شکم برآمده آلاله رو ببینه😄 عجب سوپرای
۴ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ایشالا که برگرده اما امیدی ندارم بهش😂😂😅
۳ هفته پیشمحرابی
1آخی عید میاد سوپرایزمیشه. آخه یکی نیست بگه مردحسابی ایران بااین همه امکانات ول کردی رفتی اونورکه چی حالا غرمیزنی اونجاسخته اذیت میکنن به زنت چه مربوط انتخاب خودت بوده. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت
۴ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم لطف داری همیشه بهم
۳ هفته پیش۱۱۱۱
1حرف مهمش چیه
۴ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خودمم نمی دونم🤣😄😄😄
۳ هفته پیشسارا
5ممنون به خاطر رمان زیباتون ولی چرا اینقدر دیر به دیر پارت جدید می زیرین
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چون نمی خوام ابکی بنویسم عزیزم
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

شیوا
1مهشااد جون میگی پایان غصه می خورم من بدون رمانات چی کار کنم😓😢😢