طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و هشتاد :
مرضیه جنون زده سمتش حمله میکند و یقه لباسش را چنگ میزند و محمود که گیج ماندهاست را محکم تکان میدهد:
- توی آشغال زندگیم رو ازم گرفتی...مادر بودنم رو ازم گرفتی همه وجودم رو ازم گرفتی... .
جیغ میکشد و تمام گلویش از زجری که درونش تقلا میکند، زخم میشود. تمام عقدههای شانزده سالش را با جیع کره کنندهای بر سر محمود آورا میکند و ذهن خودش بیشتر درد میگرد از این همه زجر و عذابی که کشÛ

لطفا صبر کنید...

..م
2پس مونا با کمک یونس مدارک جمع کرده و لوش داده،فکر می کردم کار محسن باشه،این وسط مرضیه چکاره بود که تاوان داد،چرا سکوت کرد پس 🤔🙏🏻