پارت صد و چهل و پنجم :

سرم رو کج کردم و به نیم رخ جدی و گرفته اش نگاه کردم که به روبرو خیره شده بود و سخت توی فکر بود.
همه چیز وارونه شده بود؛ جدیداً دیگه حالم از دریا به هم می خورد اما اریک ترجیح می داد توی جنگل زندگی کنه تا اینکه پا توی کلبه بذاره و با خونواده ام رو در رو شه.
گوشهٔ لبم رو از بی حوصلگی گاز گرفتم و دستم رو جلوی صورتش تکون دادم.
برخلاف انتظارم جا نخورد و بدون کوچک ترین واکنش اضافه ای نیم نگØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    اریک تو اون وضعیت ناراحت و داغون،چه طوری از حال استیو خبر داد،مگه تو ماتحتش زندگی میکنم؟تو اوج ناراحتی پوکیدم ازخنده

    ۱۶ ساعت پیش
  • Yas

    1

    استیو شخصیت خیلی دوست داشتنی ای بود چه خوب شد که فهمیدیم چه بلایی سرش اومده،حیف که دیگه فکر نکنم پیداش بشه😭🥲

    ۲۰ ساعت پیش
  • Hhhh

    0

    اما در آخر چون تنهادوست نزدیک آیرین بود نکشتش🙂 همش بخاطر اینه که ته قلبش خیلی انسانیت داره بنظرم برای این زخمیش کردتا به همین بهونه به پشت جبهه انتقالش بده👌 خیلی مرد خوب و بزرگیه👌🛐

    ۲۴ ساعت پیش
  • Hhhh

    1

    وایی خدای من.. میدونستم چیزی از دید اریک پنهان نمیمونه،قطعا متوجه شده استیو ی حسی ب آیرین داره اما از شدت عصبانیت بهش اعتراف نمیکنه و برای همین لت و پارش کرده

    ۲۴ ساعت پیش
  • Avin

    0

    عاشق اینم که هیچ ابهامی نمی مونه و همه گره های داستان همیشه باز میشن، اینطوری نیست که چیزی از قلم افتاده باشه👌👌 و در آخر دلتنگ استیو میمونم تا همیشه ولی آیرین ازش خداحافظی کرد غیرمستقیم🥺🫂❤️

    ۲۴ ساعت پیش
  • Sky

    0

    برای آیرین قطعا خیلی سخته اما با دیدن خانواده ش یکم از نگرانیش کم شد و میتونه از این بعد ب فکر این خانواده۳نفره ش باشه ♥️

    دیروز
  • مریم

    0

    ممنونم عزیزم بابت پارت خسته نباشی ❤️🥰😍💋

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️