پارت چهارده :


با صدای ضربه‌ای که به در اتاق وارد می‌شود از عمق کتاب رها شده و به در نگاه می‌کنم.
_ کیه؟
باصدای غرولند زرین که نمی‌دانم مخاطبش کیست نیم‌خیز شده و از روی تخت پایین می‌پرم، کتاب را به کتابخانه برمی‌گردانم و بدون معطلی در را باز می‌کنم. زرین بالای سر فائزه ایستاده و نظارت می‌کند که سیب و پرتقال‌ها را تمیز بشوید و در سبد بچیند. غلام با یک کارتن زغال می‌آید و به انبار می‌رود. Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آتیه در رمان پناهگاه نا امن آتیه
تصویر شخصیت کریم در رمان پناهگاه نا امن کریم
تصویر شخصیت منیژه در رمان پناهگاه نا امن منیژه
تصویر شخصیت زرین در رمان پناهگاه نا امن زرین
تصویر شخصیت حسام در رمان پناهگاه نا امن حسام
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    یعنی واقعا رو قول این لاشخور حساب می کنه با طناب این می خواد بره تو چاه،درست مثل منیژه،همین زرین بخاطر پول پشت منیژه رو خالی کرد،مطمئنم همون شب کریم کشتتش 😠

    ۱ هفته پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    زرین چون بچه نداشته مثل بچه خودش از آتیه محافظت کرده و فکر کرد آتیه هم اون رو مادر خودش بدونه، حالا هم زرین نمی‌خواد که آتیه رو گول بزنه ولی به مادرش ظلم کرده، باید دید آتیه دنبال هویت واقعی‌ش میره یا نه...

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️