ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت شصت و دوم :
تمام مسیر برگشت در سکوتی سنگین طی شد. صدای موسیقی آرامی که در حال پخش بود، سکوت میانشان را میشکست و باد خنکی که از لای پنجرهی نیمه باز به صورت الناز میخورد هم نمیتوانست آشوب ذهنش را آرام کند. چند بار خواست چیزی بگوید اما با دیدن فک منقبض عطا و دستهایی که محکم فرمان را گرفته بودند، منصرف شد.
عطا درست از همان لحظهای که دنبالش آمد، حتی یک کلمه هم حرف نزده بود. همین سکوت او بود که Ø
لطفا صبر کنید...
